بازآفرینی و تجدید حیات بافت تاریخی
نجما اسمعیل پور؛ محسن شاکری؛ مجید انصاری
چکیده
بافت تاریخی شهر یزد با بیش از 400 اثر ارزشمند، بخاطر داشتن تمدن زنده و وجود نمونهای برجسته از یک سکونتگاه بشری که نمایانگر فرهنگ، رابطه متقابل انسان و محیط در عین محدودیتهای محیطی است، در فهرست میراث جهانی قرار گرفتهاست. اما، طی۴ دهه اخیر با تضعیف عملکرد سکونت ناشی از کاهش مداوم جمعیت روبرو بودهاست. پژوهش با هدف تبیین و تولید ...
بیشتر
بافت تاریخی شهر یزد با بیش از 400 اثر ارزشمند، بخاطر داشتن تمدن زنده و وجود نمونهای برجسته از یک سکونتگاه بشری که نمایانگر فرهنگ، رابطه متقابل انسان و محیط در عین محدودیتهای محیطی است، در فهرست میراث جهانی قرار گرفتهاست. اما، طی۴ دهه اخیر با تضعیف عملکرد سکونت ناشی از کاهش مداوم جمعیت روبرو بودهاست. پژوهش با هدف تبیین و تولید یک مدل فرآیندیِ نظری در خصوص عوامل موثر بر فرآیند تضعیف سکونت و روند پیوسته خروج جمعیت از این بافت و روابط میان این عوامل، به روش گرندد تئوری صورت گرفتهاست. نتایج نشان داد:1- نبود مدیریت مشارکتی و مردممحوری؛ از میان رفتن اختلاط اجتماعی و تنزل تراز اجتماعی-اقتصادی بافت، بیتوجهی دولت به اقدامات و تجارب موفق سایر کشورها در احیای سکونت، کافی نبودن اقدامات حمایتی دولت و عدم تناسب الگوی مسکن غالب در بافت با نیازهای زندگی امروزین، موجبات علّی هستند که باعث «تضعیف حیات اجتماعی و نظامات رفتاری در بافت تاریخی یزد» شدهاند.2- شرایط نامناسب کالبد، زیرساختها و خدمات؛ مدیریت نامناسب امور؛ بافت اجتماعی و سبک زندگی در بافت؛ و ماهیت قوانینومقررات ساختوساز در نقش عوامل زمینهای به خروج جمعیت از بافت کمک کردهاند.3- عوامل مداخله گر شامل ضعف در سیاستگذاری و عملکرد حکومت محلی؛ تفاوت بازده عملکردهای اقتصادی بافت نسبت به خارج از آن، جذابیتهای بافت بیرونی، رایج بودن فرهنگ سرمایهگذاری روی املاک و مستغلات در میان مردم شهر یزد؛ مذهب؛ ثبت بافت تاریخی در فهرست میراث جهانی و ماهیت مدیریت گردشگری در بافت هستند.4- مقوله اصلی «جریان تضعیف حیات اجتماعی و نظامات رفتاری حاکم» به سه راهبرد :کاهش سرمایهگذاری در سکونت، بیرونقی کسبوکارهای موجود در بافت، و اضمحلال سرمایه اجتماعی منجر شدهاست. 5-مجموعه این عوامل، پیامدهای کاهش شان و وجاهت اجتماعی، تضعیف اصالت، حس تعلق و هویت در بافت را در پی داشتهاند که نهایتا به خروج بخشی از جمعیت ساکن از بافت در یک روند مدام30 ساله انجامیدهاست. مدل فرآیندی و خط داستان این پدیده در متن مقاله ارائه شدهاست. بر اساس مدل نظری بدست آمده، از این پس لازم است مدیران و برنامهریزان شهری در بازآفرینی بافتهای تاریخی توجه به بعد اجتماعی را در کانون تصمیمات خود قرار دهند.
طراحی شهری
علی محمد سعادتی؛ فرشته احمدی؛ علی غفاری؛ الهام ناظمی
چکیده
فضای شهری در یک بستر تاریخی، علاوه بر دارا بودن همه عملکردهای متعارف خود که در سایر محیطهای شهری نیز عهدهدار است، باید نقش خود را در ترازی بالاتر و چند وجهی منطبق با ویژگیهای یک بافت تاریخیِ هویتمند ایفا نماید. بر این مبنا هدف اصلی پژوهش حاضر،کشف چگونگی ارتباط و نحوه برهمکنش مؤلفههای فضای شهری با اجزا و ارکان متشکله ...
بیشتر
فضای شهری در یک بستر تاریخی، علاوه بر دارا بودن همه عملکردهای متعارف خود که در سایر محیطهای شهری نیز عهدهدار است، باید نقش خود را در ترازی بالاتر و چند وجهی منطبق با ویژگیهای یک بافت تاریخیِ هویتمند ایفا نماید. بر این مبنا هدف اصلی پژوهش حاضر،کشف چگونگی ارتباط و نحوه برهمکنش مؤلفههای فضای شهری با اجزا و ارکان متشکله جریان زندگی در بافت تاریخی است؛ به نحوی که بتوان با مدیریت و استفاده شایسته از ظرفیتهای فضای شهری در بستر بافت تاریخی، کیفیت زندگی ساکنان و کاربران آن را ارتقا بخشید. این مهم به نوبه خود حفظ ساکنین بومی در محدوده بافت تاریخی، بازگشت مهاجران از محدوده و پایداری اقتصادی، اجتماعی و محیطی را موجب خواهد شد. روش تحقیق پژوهش حاضر "توصیفی_ تحلیلی"، "استدلال منطقی" و در نهایت "دلفیسازی و نظرسنجی از خبرگان" است. بدین ترتیب که ابتدا به مؤلفههای فضای شهری و کیفیات ناظر بر آن پرداخته شده، سپس ابعاد و سنجههای کیفیت زندگی شهری بررسی و شاخصهایی از آن که به فضای شهری و کیفیت محیطی اشاره دارد و موضوع کار طراحی، برنامهریزی و مدیریت شهری است، بر اساس دیدگاههای نظری و تحقیقات انجام شده گذشته مشخص شده است. در گام بعدی شاخصهای استحصال شده با ویژگیهای خاص بافت تاریخی مورد پایش و بازبینی قرار گرفته است. شاخصهای به دست آمده از دلفی (با تعداد 91 شاخص) با اظهارنظر حدود 40 نفر از خبرگان رشته و حرفه به 64 شاخص تقلیل یافتند. در نهایت نتایج آن در قالب مدل مفهومی نقش فضای شهری در ارتقای کیفیت زندگی در بافتهای تاریخی شهری ارائه شده است. این مدل مفهومی از شش مؤلفه تشکیل شده؛ شامل مؤلفه زیستمحیطی با معیارهای «کیفیت زیست خرد فضاها»، «پایداری زیستمحیطی»، مؤلفه تجربی_زیباییشناختی با معیارهای «همپیوندی بافت جدید و قدیم»، «کیفیت منظر شهری و ارتباط فضایی»، مؤلفه عملکردی با معیارهای «تنوع استفاده از محیط»، «سرزندگی وکیفیت محیطی»، «ایمنی و امنیت» و «حملونقل و دسترسی»، مؤلفه اجتماعی_فرهنگی با معیارهای «سرزندگی و انسجام اجتماعی»، «حفظ تعادل جمعیت»، مؤلفهی اقتصادی با معیارهای «سرزندگی و ثبات اقتصادی»، «انعطافپذیری برنامههای توسعه» و مؤلفهی زمان با معیارهای «مدیریت زمان در فضاهای همگانی»، «تداوم مکان» که شاخصها را تعریف کردهاند.
برنامه ریزی شهری
موسی پژوهان؛ زهرا پورمقدم
چکیده
بازآفرینی فرهنگ مبنا و گردشگری فرهنگی، دو روی سکه نوسازی بافت های ارزشمند شهری محسوب می شوند؛ اولی فرایندی همه جانبه برای نجات بافت قدیم شهر از اضمحلال کالبد و فعالیت و دومی رهیافتی کارآمد با بُن مایه مشارکت مردم، میراث فرهنگی و هنر در بسیج نیروهای اجتماعی و فرهنگی بافت قلمداد می شوند. در این مقاله تعامل این دو در چارچوب برنامه ریزی ...
بیشتر
بازآفرینی فرهنگ مبنا و گردشگری فرهنگی، دو روی سکه نوسازی بافت های ارزشمند شهری محسوب می شوند؛ اولی فرایندی همه جانبه برای نجات بافت قدیم شهر از اضمحلال کالبد و فعالیت و دومی رهیافتی کارآمد با بُن مایه مشارکت مردم، میراث فرهنگی و هنر در بسیج نیروهای اجتماعی و فرهنگی بافت قلمداد می شوند. در این مقاله تعامل این دو در چارچوب برنامه ریزی راهبردی توسعه گردشگری فرهنگیِ بافت قدیم شهر رشت که محدوده محلات زاهدان و ساغریسازان را در بر می گیرد، مورد کنکاش قرار گرفته است. روش تحقیق توصیفی_تحلیلی بوده و از ترکیبی از ابزارهای کیفی و کمی شامل پرسشنامه و جداول تحلیل عوامل درونی و بیرونی برای طبقه بندی و تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. نتایج نشان می دهند که بافت قدیم شهر رشت با وجود دارا بودن منابع فرهنگی درون خود، به دلیل ضعف زیرساخت های گردشگری فرهنگی و عدم خلاقیت در کاربست فرهنگ و هنر در فرایند بازآفرینی فرهنگ مبنا نتوانسته از این منابع محلی بهره جوید. در راستای بهره گیری از این ظرفیت ها، راهبردهای دارای اولویت به همراه سیاست های اجرایی و برنامه اقدامات به منظور فعالسازی این ظرفیت ها برای توسعه گردشگری فرهنگی در عین حفاظت فعال از هویت و میراث بافت، تدوین شدند. ایجاد جاذبه های گردشگری نو و متفاوت با احیای سنت های آیینی و بومی بافت و ارائه به گردشگران، بهسازی بناهای تاریخی با تزریق فعالیت های جاذب برای گردشگران و پیادهراه سازی محور دارای قابلیت بازار_ خواهر امام _زرجوب از جمله با اولویت ترین راهبردهای تدوین شده برای بازآفرینی فرهنگ مبنا از طریق گردشگری شهری در بافت قدیم شهر رشت محسوب می شوند.
حمل و نقل شهری
محمدرضا حقی؛ محمدسعید ایزدی؛ ابراهیم مولوی
دوره 4، شماره 13 ، بهمن 1393، ، صفحه 17-32
چکیده
از جمله جنبشهای نوین در حوزه حملونقل شهری که با هدف ارتقای جایگاه عابران پیاده در سطح شهر و کاهش تسلط اتومبیل مطرح شده است، سیاستهای پیادهمداری و پیادهراهسازی هستند. در این میان نوع طراحیهای اتومبیلمحور در دهههای گذشته، منجر به وابستگی شدید مردم به وسایل نقلیه شخصی شده است که تغییر این سبک جابجایی به الگوهای پیادهمحور ...
بیشتر
از جمله جنبشهای نوین در حوزه حملونقل شهری که با هدف ارتقای جایگاه عابران پیاده در سطح شهر و کاهش تسلط اتومبیل مطرح شده است، سیاستهای پیادهمداری و پیادهراهسازی هستند. در این میان نوع طراحیهای اتومبیلمحور در دهههای گذشته، منجر به وابستگی شدید مردم به وسایل نقلیه شخصی شده است که تغییر این سبک جابجایی به الگوهای پیادهمحور را با دشواری مواجه ساخته است. از همین رو، در پژوهش حاضر با هدف گزینش سیاست مناسب برای کاهش تسلط اتومبیل در بافت مرکزی شهر همدان سعی شده است تا با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی به مقایسه دو سیاست پیادهمداری (تقلیل تردد خودروهای شخصی) و پیادهراهسازی (حذف کامل خودروهای شخصی) در داخل رینگ مرکزی شهر همدان پرداخته شود. معیارها و شاخصهای ارزیابی این دو سیاست از منابع داخلی و خارجی استخراج شده و با توجه به شرایط وضع موجود محدوده با روش دلفی (30 کارشناس) مورد ارزیابی قرار گرفتهاند. نتایج این پژوهش نشان میدهد تأثیرگذارترین معیارها در سنجش ظرفیت پیادهگستری یک محدوده به ترتیب شامل «ساختار شبکه حملونقل»، «وضعیت ترافیک»، «شرایط اجتماعی»، «کاربری و فعالیت»، «ساختار کالبدی»، «شرایط طبیعی»، «ملاحظات اقتصادی» و «سیما و منظر» است که بررسی این معیارها در نمونه مطالعه، بیانگر برتری سیاست پیادهمداری نسبت به سیاست پیادهراهسازی است. در حقیقت این پژوهش نشان میدهد به سبب تأثیر منفی عواملی همچون شرایط طبیعی، ملاحظات اقتصادی، ساختار کالبدی و ... بر پیادهروی عابران در مرکز شهر همدان، نمیتوان اقدام به حذف کامل خودروهای سواری از داخل بافت مرکزی شهر نمود. از همین رو، تلاش برای تقویت پیادهمداری در بافت مرکزی شهر از طریق کاهش وابستگی مردم به استفاده از وسایل نقلیه شخصی و نیز انتقال ترافیک عبوری از داخل بافت به رینگ پیرامونی، میتواند به نحو مؤثری میان تردد سواره و پیاده تعادل ایجاد کند و به رضایت عمومی بینجامد. بنابراین پیشنهاد میشود ضمن حفظ امکان دسترسی خودروهای شخصی تا مرکز بافت (میدان امام)، صرفاً با تبدیل میدان امام به یک فضای پیاده ارتباط خیابانهای شعاعی داخل رینگ مرکزی قطع شده تا از این طریق سهم قابل توجهی از ترافیک غیرضروری (عبوری) داخل محدوده به رینگ پیرامونی منتقل شود.