برنامه ریزی شهری
مجتبی رفیعیان؛ نفیسه زاهد
چکیده
با ظهور مفهوم «شهر دوستدار خانواده» در سال ۱۹۹۵، کشورهای متعددی برنامهها، طرحها و مطالعات گستردهای را برای تحقق این رویکرد اجرا کردهاند. با این حال، با وجود گسترش این برنامهها و پژوهشها، هنوز اجماع نظری روشنی درباره تعریف، ابعاد و شاخصهای شهر دوستدار خانواده شکل نگرفته است. بر این اساس، پژوهش حاضر با مرور نظاممند ...
بیشتر
با ظهور مفهوم «شهر دوستدار خانواده» در سال ۱۹۹۵، کشورهای متعددی برنامهها، طرحها و مطالعات گستردهای را برای تحقق این رویکرد اجرا کردهاند. با این حال، با وجود گسترش این برنامهها و پژوهشها، هنوز اجماع نظری روشنی درباره تعریف، ابعاد و شاخصهای شهر دوستدار خانواده شکل نگرفته است. بر این اساس، پژوهش حاضر با مرور نظاممند مطالعات منتشرشده در فاصله سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۵ در دو پایگاه Scopus و Web of Science ، بهرهگیری از تحلیلهای کتابسنجی با نرمافزار VOSviewer و تحلیل کیفی مطالعات، روندهای پژوهشی، مفاهیم کلیدی، شاخصها، شکافهای پژوهشی، جهتگیریهای آینده و مفهوم شهر دوستدار خانواده را بررسی میکند. معیارهای ورود شامل مقالات مرتبط با برنامهریزی شهری دوستدار خانواده بود و پس از حذف مطالعات تکراری و غربالگری دقیق، ۵۷ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شد. یافتهها نشان میدهند که مطالعات این حوزه روندی نوسانی داشتهاند و نقطه عطف آنها در سال ۲۰۲۰ مشاهده شده است. ایالات متحده با ۲۲ درصد از انتشارات و ۳۰۶ استناد، پیشتاز مطالعات شهر دوستدار خانواده بوده است. نتایج نشان میدهند که مفهوم «شهر دوستدار خانواده» دارای ابعاد فضایی (مسکن مقرونبهصرفه و حملونقل ایمن)، اجتماعی (سرمایه اجتماعی و تنوع)، اقتصادی (فرصتهای شغلی)، محیطی (ایمنی و پایداری)، حکمرانی و مشارکت (مشارکت خانوادهها) و زمانی (تعادل کار-زندگی) است. همچنین، تحلیل زمانی ادبیات، تحول گفتمان شهر دوستدار خانواده را از تأکید اولیه بر زیرساختهای کالبدی به سوی چارچوبی چندبعدی شامل پایداری و زیستپذیری نشان میدهد. تمرکز جغرافیایی بر آمریکای شمالی و اروپا و کمبود مطالعات در جنوب جهانی از جمله محدودیتهای پژوهشهای شهر دوستدار خانواده است. این مطالعه با یکپارچهسازی ادبیات، مدل مفهومی برای تبیین ابعاد شهر دوستدار خانواده و تحول آن ارائه میکند و میتواند مبنایی برای سیاستگذاری و برنامهریزی شهری دوستدار خانواده به منظور ارتقای پایداری، فراگیری و زیستپذیری شهرها باشد.
برنامه ریزی شهری
عرفانه قنبری؛ مهرناز مولوی؛ صابر محمدپور؛ سهند لطفی
چکیده
دگرگونیهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جوامع شهری و ظهور منافع و ارزشهای متعارض، برنامهریزی شهری معاصر را بهسوی ضرورت وفاق جمعی و همگرایی دخیلان برای درک منافع مشترک سوق دادهاست؛ با اینحال، وفاق بهعنوان مفهومی مستقل و چندبعدی در ادبیات برنامهریزی شهری، نیازمند تبیین عمیق نظری و ساختاری است. پژوهش حاضر، در پی شناسایی «مضامین ...
بیشتر
دگرگونیهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جوامع شهری و ظهور منافع و ارزشهای متعارض، برنامهریزی شهری معاصر را بهسوی ضرورت وفاق جمعی و همگرایی دخیلان برای درک منافع مشترک سوق دادهاست؛ با اینحال، وفاق بهعنوان مفهومی مستقل و چندبعدی در ادبیات برنامهریزی شهری، نیازمند تبیین عمیق نظری و ساختاری است. پژوهش حاضر، در پی شناسایی «مضامین سازماندهنده» و «ارائه الگوی مفهومی تحقق وفاق جمعی در میان دخیلان برنامهریزی شهری» است. بدینمنظور، با جست وجو و بررسی نظاممند منابع، بهرهگیری از شیوه کیفی تحلیل مضمون و رهیافتی استقرایی، کدگذاری دستی متون تا مرحله اشباع نظری انجام شد و سپس، مضامین فرعی و اصلی شکل گرفتند. همچنین، مضامین از طریق مثلثسازی نظری و تطبیق با دیدگاههای پیشین، اعتبارسنجی گردیدند. در نهایت، با تحلیل روابط میان مضامین، الگوی مفهومی تحقق وفاق ارائه شد. «فرایند تسهیلشده مشارکتی»، «دخیلانوکنشگران»، «گفتمانوعمل ارتباطی»، «مدیریت تعارض»، «روابط و مناسبات قدرت» و «مدیریت انطباقی» بهعنوان مضامین اصلی شناسایی گردیدند. آنها در تعاملی متقابل، تحقق وفاق را ممکن میسازند و فقدان هر یک، فرایند را مختل میکند. در اینراستا، «نظریه ارتباطی» هابرماس، «حق به شهر» لوفور، «تکثرگرایی معاصر»، «قدرت» فوکو و «نظریه پیچیدگی»، اعتبار مضامین را تأیید میکنند. الگوی پیشنهادی، چارچوبی را برای هدایت برنامهریزی مشارکتی در زمینهها و مقیاسهای مختلف فراهم میکند و با کاهش تعارضات، وفاقی مؤثر، عادلانه و پایدار را ممکن میسازد. طبق آن، تحقق وفاق در گرو «فرایند تسهیلشده مشارکتی» و درگیری فعال «دخیلانوکنشگران» است؛ «گفتمانوعمل ارتباطی» و توجه به «روابط و مناسبات قدرت» پیششرط مدیریت مؤثر تعارضات و توجه به منافع متکثر است و «مدیریت انطباقی»، ارزیابی انتقادی، پایش و یادگیری مداوم و اصلاح سیاستها را تضمین میکند. با وجود قابلیت بومیسازی و تمرکز بر جنبههای نظری، محدودیتهای روششناختی و اجرایی آن نیز قابل توجه است.
زیست پذیری شهری
زینب کیا؛ علی اکبر شمسی پور؛ قاسم عزیزی
چکیده
فضاهای شهری با ویژگیهای متفاوت از محیطهای طبیعی، نیازمند تجدید نظر در پهنهبندیهای اقلیمی سنتی هستند تا شرایط اقلیمی در برنامهریزیها و مدیریت شهر، قابل استفاده باشد. شهر تهران با ویژگیهای طبیعی و الگوی توسعه شهری متفاوت، پاسخهای متفاوتی در برابر شرایط اقلیمی دارد. واحدهای همگن واکنش به اقلیم (HCR) طبقهبندی اقلیم ...
بیشتر
فضاهای شهری با ویژگیهای متفاوت از محیطهای طبیعی، نیازمند تجدید نظر در پهنهبندیهای اقلیمی سنتی هستند تا شرایط اقلیمی در برنامهریزیها و مدیریت شهر، قابل استفاده باشد. شهر تهران با ویژگیهای طبیعی و الگوی توسعه شهری متفاوت، پاسخهای متفاوتی در برابر شرایط اقلیمی دارد. واحدهای همگن واکنش به اقلیم (HCR) طبقهبندی اقلیم شهری را بر اساس نقشههای تراکم ساختمانی و ژئومورفولوژی طبیعی زمین انجام میدهد. هدف آن تهیه نقشهای با مجموعهای از مناطق همگن با فضای شهری است و مزیت آن در ارائه دستورالعملهای اقلیمی برای برنامهریزی در طرحهای جامع شهری است. برای مطالعه از لایههای اطلاعات مکانی کاربری/پوشش اراضی، تراکم ساختمانی، شبکه هیدروگرافی، عناصر جوی، تراکم جمعیتی و توپوگرافی شهری استفاده گردید. نتیجه آن تهیه نقشه اقلیم شهری تهران در 17 واحد اقلیمی و بهدنبال آن ارائه هشت دستورالعمل اقلیمی برای برنامهریزی شهری است. ترکیب مورفولوژی زمین، سطوح ارتفاعی، شیب سطحی، بستر رودخانهها با مشخصات فیزیکی و کالبدی شهری مهمترین مشخصه مدل HCR استفاده شده در پژوهش است. نتایج به دست آمده گویای واحد اقلیمی همگنی در نوار شمالی تهران در مجاورت کوهستان با مخروطافکنهها، روددرهها، پوشش گیاهی غنیتر و رخنمونهای سنگی است. در حالی که تکهتکه شدن زیستگاهها، بافت ساختمانی فشرده، دشت رسوبی هموار مشخصه اصلی مناطق مرکزی شهر هستند. نوار میانی تهران با توالی تپهها و درهها از پارک جنگلی چیتگر در غرب تا تپههای گیشا، پردیسان، عباسآباد و لویزان واحد اقلیمی همگن میانی را تشکیل داده که فضاهای تنفسی شهر هستند. گسترش فیزیکی شهر در سمت ارتفاعات و به ویژه در مسیر روددرهها اغلب ظرفیت پویایی، تهویه طبیعی و گردش هوا را کاهش داده و از عوامل افزایش بار گرمای محیطی و شکلگیری جزیره گرمای شهری و تشدید آلودگی هوا در مناطق مرکزی شهر هستند.
برنامه ریزی شهری
بهادر زمانی؛ احسان بابائی سالانقوچ
چکیده
در سالهای اخیر استفاده از روش نظریه زمینهای در نظامهای علمی مرتبط با محیط ساخته شده و به طور خاص طراحی و برنامهریزی شهری افزایش یافته است. از طرفی، عدم توجه کافی پژوهشگران به مبانی و ملاحظات روششناختی نظریه زمینهای و خوانشهای آن، گاهی به گونهای از روششناسی با خوانشهای التقاطی منجر شده که فاقد و ناقض ماهیت روش نظریه ...
بیشتر
در سالهای اخیر استفاده از روش نظریه زمینهای در نظامهای علمی مرتبط با محیط ساخته شده و به طور خاص طراحی و برنامهریزی شهری افزایش یافته است. از طرفی، عدم توجه کافی پژوهشگران به مبانی و ملاحظات روششناختی نظریه زمینهای و خوانشهای آن، گاهی به گونهای از روششناسی با خوانشهای التقاطی منجر شده که فاقد و ناقض ماهیت روش نظریه زمینهای و ملاحظات اولیه خوانش موردنظر از آن بوده است. با این وجود، بررسی و ارزیابی کیفیت اینگونه پژوهشها در نظامهای علمی مرتبط با محیط ساخته شده و به طور خاص طراحی و برنامهریزی شهری کمتر انجام شده است. از این رو هدف مطالعه حاضر، ارزیابی نظاممندِ مطالعههای انجام شده با استفاده از روش نظریه زمینهای در برنامهریزی و طراحی شهری به منظور شناخت استفاده اصولی از این روش در این عرصه از دانش و ارائه پیشنهاداتی برای کاربردهای آتی است. در این راستا انتخاب پژوهشهای مورد بررسی با جست وجوی نظاممند مقالات منتشر شده در پایگاههای معتبر علمی فارسیزبان با استفاده از روش مرور نظاممند انجام شده است. پس از غربالگری مطالعات موجود بر اساس معیارهای مشخص شده، 44 مطالعه منتشر شده تا سال 1399 انتخاب و بر اساس معیارهای ارزیابی روش نظریه زمینهای مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج ارزیابی روششناختی پژوهشهای انجام شده مبتنی بر روش نظریه زمینهای نشان داد با وجود اقبال فزاینده به استفاده از این روش در مطالعات حوزه برنامهریزی و طراحی شهری، بسیاری از این پژوهشها در کاربست کامل و دقیق اصول و مراحل روش نظریه زمینهای و خوانشهای آن ناموفق بودهاند و نتیجه آنها به جای نظریه به عنوان دستاورد مورد انتظار از کاربست این روش به صورت دیاگرام، مدل و چارچوب مفهومی تنزل پیدا کرده است. همچنین نتایج بررسی حاضر نشان داد بهرهگیری صرف برخی پژوهشها از مجموعهای از تکنیکهای روش نظریه زمینهای مانند کدگذاری و یا نگارش یادداشتهای تحلیلی و غفلت از فرایندهای مهمی از قبیل نمونهگیری نظری، مقایسه مستمر و تحلیل عمیق مقولهها موجب شده تا این مطالعهها از عرصه توصیف فراتر نرفته و ضمن اکتفا به ارائه تمها و روایتهای تشریحی، کمتر به تولید نظریه به عنوان هدف روش نظریه زمینهای دست یابند. بر اساس یافتههای این مقاله، ارتقای کیفیت پژوهشهای مبتنی بر روش نظریه زمینهای در حوزه برنامهریزی و طراحی شهری نیازمند شناخت صحیح پژوهشگران از ماهیت، ویژگیها و اصول نظریه زمینهای و آگاهی عمیق از خوانشهای این روش و تفاوتهای آنها به منظور تناسبسنجی و توجیه انتخاب خوانش مناسب بر اساس اهداف و ویژگیهای پژوهش است.
برنامه ریزی شهری
مهرداد رحمانی؛ سعید رستگار؛ بهرام امین زاده؛ شیوا نوری؛ بابک امین زاده
چکیده
تعیین تراکم و اختلاط کاربری در طرحهای توسعه شهری همواره از موضوعات مناقشه برانگیز بوده و دیدگاههای گوناگونی در این رابطه مطرح بوده است. با این حال این تفاوت رویکردها عمدتاً در بعد نظری باقی مانده و در رابطه با روششناسی آن مطالعات چندانی انجام نشده است. یکی از رویکردهای نوین برنامهریزی شهری به منظور تعیین تراکم و اختلاط کاربری، ...
بیشتر
تعیین تراکم و اختلاط کاربری در طرحهای توسعه شهری همواره از موضوعات مناقشه برانگیز بوده و دیدگاههای گوناگونی در این رابطه مطرح بوده است. با این حال این تفاوت رویکردها عمدتاً در بعد نظری باقی مانده و در رابطه با روششناسی آن مطالعات چندانی انجام نشده است. یکی از رویکردهای نوین برنامهریزی شهری به منظور تعیین تراکم و اختلاط کاربری، توسعه حملونقل عمومیمحور (TOD) است. مقاله حاضر به دنبال پیشنهاد مدلی برای تعیین تراکم و اختلاط کاربری متناسب با این رویکرد است. توسعه حملونقل عمومی محور را عموماً مشتمل بر سه بعد طراحی، تراکم و تنوع (اختلاط) کاربریها دانستهاند. در این پژوهش دو بعد تخصیص بهینه تراکم و تنوع (اختلاط) کاربریها در قالب یک مسئله برنامهریزی ریاضی با اهداف چندگانه مدلسازی شده است. در این مدل هدف نخست بیشینهسازی تراکم در مجاورت ایستگاهها و هدف دوم کمینهسازی اختلاف نسبت شغل به سکونت از الگوی ایدهآل (نسبت شاغلان ساکن به تعداد واحد مسکونی) در هر محدوده TOD است. مجموعهای از محدودیتها از جمله محدودیتهای سقف جمعیت و فعالیت قابل تخصیص به منظور عدم مغایرت اساسی با طرحهای فرادست نیز به مدل افزوده شدهاند. مدل غیرخطی به دست آمده با استفاده از تبدیلاتی به یک مسئله برنامهریزی خطی با اهداف چندگانه و سپس با استفاده از روش محدودیت اپسیلون تعمیم یافته به یک مسئله برنامهریزی خطی تک هدفه تبدیل گردیده است. در نهایت مدل پیشنهادی در نمونه موردی منطقه 12 کلانشهر تهران پیادهسازی و نتایج بهدست آمده به تفصیل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. با اجرای مدل، مجموعهای از پاسخهای بهینه پارتویی برای مسئله استخراج گردید. این پاسخها نقش گزینههای پیشِ روی مجموعه مدیریت شهری را ایفا میکنند و به تصمیمسازان و سیاستگذاران شهری امکان میدهند تا بنا بر اولویتها، محدودیتها و مقتضیات زمانی و مکانی هر یک از اهداف اختلاط و تراکم، گزینه بهینه را انتخاب کنند. این مدل و نتایج حاصل از آن میتواند مبنای تهیه طرحهای توسعه شهری آینده قرار گیرد.