برنامه ریزی شهری
رویا مقابلی؛ علیرضا محمدی؛ محمدحسن یزدانی
چکیده
گسترش تخلفات ساختمانی در بافتهای شهری، تنها بهمعنای نادیدهگرفتن ضوابط فنی و قانونی نیست، بلکه بازتابی از اختلال در نظامهای سیاستگذاری زمین، ناکارآمدی فرآیندهای صدور مجوز، ضعف نهادهای نظارتی و خلأهای حقوقی در ساختوساز شهری است. این پدیده در بسیاری از شهرهای ایران به معضلی ساختاری بدل شده که پیامدهایی نظیر رشد سکونتگاههای ...
بیشتر
گسترش تخلفات ساختمانی در بافتهای شهری، تنها بهمعنای نادیدهگرفتن ضوابط فنی و قانونی نیست، بلکه بازتابی از اختلال در نظامهای سیاستگذاری زمین، ناکارآمدی فرآیندهای صدور مجوز، ضعف نهادهای نظارتی و خلأهای حقوقی در ساختوساز شهری است. این پدیده در بسیاری از شهرهای ایران به معضلی ساختاری بدل شده که پیامدهایی نظیر رشد سکونتگاههای غیررسمی، آشفتگی کالبدی، کاهش کیفیت محیط شهری و تضعیف نظم فضایی را در پی داشته است. با وجود گسترش ادبیات پژوهشی، همچنان کمبود مطالعات دقیق با رویکرد دادهمحور و تحلیل مکانی_زمانی در مقیاس شهری محسوس است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نوعشناسی، تراکم و الگوی فضایی تخلفات ساختمانی، به بررسی ۲۳ هزار و 897 پرونده ثبتشده در کمیسیون ماده ۱۰۰ شهرداری اردبیل طی سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ پرداخته است. رویکرد پژوهش توصیفی_تحلیلی و ابزار آن سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) بوده است. برای تحلیل خوشهبندی فضایی و جهتگیری مکانی، از مدل میانگین نزدیکترین همسایگی(ANN)، منحنی انحراف معیار و مدل تخمین تراکم کرنل استفاده شده و نقشههای توزیع تخلفات نیز بهصورت جداگانه ترسیم گردیده است. نتایج نشان میدهد سه نوع تخلف «احداث مغایر با پروانه» (۷۹۳۴ مورد)، «ساخت اعیانی مازاد» (۵۹۵۷ مورد) و «احداث بدون پروانه» (۴۵۰۲ مورد) بیشترین بسامد را داشتهاند. مناطق ۲ و ۳ شهری تراکم بالاتری داشتهاند و منطقه ۴، با وجود محرومیت کالبدی، آمار کمتری از ثبت تخلفات را نشان داده است. همچنین در سال ۱۴۰۱ نسبت به سال قبل، کاهش دو هزار و ۶۳۹ موردی در مجموع تخلفات رخ داده است. یافتهها میتواند مبنایی برای بازنگری سیاستهای کنترلی، بهبود سازوکارهای نظارتی و توسعه سامانههای مکانمحور برای پایش مستمر ساختوسازهای شهری باشد. یافتههای تحلیلی فضایی نشان داد که تخلفات ساختمانی بهصورت خوشهای و متمرکز در مناطق مرکزی شهر تمرکز یافته و حدود یکچهارم مساحت شهر بهعنوان خوشههای پرتخلف (High-High) شناسایی شده است.
برنامه ریزی منطقه ای
علیرضا محمدی.؛ عطا غفاری گیلانده؛ ُسپیده نوری
دوره 6، شماره 23 ، مرداد 1396، ، صفحه 69-86
چکیده
توسعه شهری و منطقهای در کشورهای در حال توسعه تا حد زیادی به استفاده مطلوب از بخش صنعت بستگی دارد. در این میان، صنایع کوچک و متوسط نقش بسیار مهمی دارند. اغلب صنایع کوچک و متوسط به دلیل صرفههای در مقیاس، خوشههای صنعتی را شکل میدهند. در کشورهای در حال توسعه همانند ایران، به دلیل ضعف برنامهریزی فضایی منطقهای، اغلب خوشههای صنعتی ...
بیشتر
توسعه شهری و منطقهای در کشورهای در حال توسعه تا حد زیادی به استفاده مطلوب از بخش صنعت بستگی دارد. در این میان، صنایع کوچک و متوسط نقش بسیار مهمی دارند. اغلب صنایع کوچک و متوسط به دلیل صرفههای در مقیاس، خوشههای صنعتی را شکل میدهند. در کشورهای در حال توسعه همانند ایران، به دلیل ضعف برنامهریزی فضایی منطقهای، اغلب خوشههای صنعتی به شکل برنامهریزی نشده در فضای منطقهای پخش میشوند. این مسئله به شکلگیری و تشدید ناپایداری توسعه منطقهای میانجامد. استفاده صحیح از مزیتهای خوشههای صنعتی، نیازمند مکانگزینی مناسب آنها در سطح منطقهای است. برای مکانگزینی مناسب خوشههای صنعتی، استفاده از روشهای مناسب علمی ضروری است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که با توجه به ویژگیهای منطقهای، کدام پهنههای استان اردبیل برای مکانگزینی خوشههای صنعتی مطلوب هستند؟ هدف اصلی این پژوهش، شناسایی پهنههای مناسب مکانگزینی خوشههای صنعتی در استان اردبیل است. در این زمینه، با توجه به قابلیتهای استان در خوشه صنعتی چوب، این خوشه برای نمونه انتخاب شده است. در این پژوهش از 20 شاخص در قالب مدل تصمیمگیری VIKOR در محیط GIS استفاده شده است. از نرمافزارهای Arc GIS 10.3 و IDRISI SELVA به عنوان ابزارهای تجزیه و تحلیل دادهها و خروجی گرفتن از اطلاعات، استفاده شده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهند که حوزه بلافصل سکونتگاههای شهری استان، به دلیل مزیتهای جغرافیایی، مناسبترین پهنههای استقرار خوشههای صنعتی چوب در استان محسوب میشوند. در پایان، بر مبنای یافتههای پژوهش، پیشنهادهایی برای برنامهریزی فضایی در حوزه توسعه خوشههای صنعتی منطقه مورد مطالعه، ارائه شدهاند.