طراحی شهری
عصمت پای کن؛ ساجده صداقت
چکیده
تبلیغات محیطی بخش ناگزیر تجربه روزانه شهروندان در فضاهای شهری است، اما چگونگی زیستن شهروندان با این تبلیغات در لحظه مواجهه و در مکان واقعی، در پژوهشهای موجود کمتر بررسی شده است. خیابان شمسآبادی اصفهان، با هویت پزشکی-درمانی و قرارگیری در بافت تاریخی، نمونهای است که در آن انباشت تابلوهای متنوع در تناقض آشکار با هویت فرهنگی-تاریخی ...
بیشتر
تبلیغات محیطی بخش ناگزیر تجربه روزانه شهروندان در فضاهای شهری است، اما چگونگی زیستن شهروندان با این تبلیغات در لحظه مواجهه و در مکان واقعی، در پژوهشهای موجود کمتر بررسی شده است. خیابان شمسآبادی اصفهان، با هویت پزشکی-درمانی و قرارگیری در بافت تاریخی، نمونهای است که در آن انباشت تابلوهای متنوع در تناقض آشکار با هویت فرهنگی-تاریخی مکان قرار دارد. پرسش بنیادین این است: شهروندانی که روزانه این خیابان را طی میکنند این تبلیغات را چگونه «زندگی میکنند» و چه لایههایی از تجربه در این مواجهه شکل میگیرد؟
این پژوهش با رویکرد کیفی-پدیدارشناختی و طرح چندروشی انجام شد. روش اصلی گردآوری داده، مصاحبه همراهمحور (همراهی پژوهشگر با مشارکتکننده در محیط واقعی)است. بیست مشارکتکننده (۱۱مرد، ۹زن؛ بازه سنی ۲۰ تا ۶۰ سال) با نمونهگیری هدفمند انتخاب و در مسیر 1000متری خیابان شمسآبادی همراهی شدند. دادهها از طریق تثلیث سه لایه مکمل: 1-تحلیل تماتیک بازتابی متن مصاحبهها، 2-تحلیل تماتیک رخدادهای رفتاری ثبتشده و 3-تحلیل بصری نظاممند ۲۰ تصویر منتخب از تبلیغات مسیر تحلیل شد.
یافتههای لایه مصاحبهها سه مضمون فراگیر را آشکار ساخت: تناقض کمیت و کیفیت که به اشباع ادراکی انجامیده؛ شکاف عمیق میان هویت تاریخی-فرهنگی خیابان و محتوای تبلیغات موجود و غلبه احساسات منفی بر مثبت. یافته کلیدی لایه رخدادها آن بود که ۴۱.۸٪ از واکنشهای ثبتشده به شکل «گفتگوی خودجوش» درباره تبلیغات بودند، نه پردازش پیام. تحلیل بصری وضعیت بحرانی کیفیت طراحی و تناسب تاریخی را در ۲۰ تصویر منتخب مستند ساخت. بر اساس تثلیث سه لایه داده، «مدل لایهبندی چندگانه تجربه زیسته تبلیغات محیطی» پیشنهاد شد که نشان میدهد تجربه زیسته در سه سطح همزمان شکل میگیرد: بدنمند، عاطفی-ادراکی و معنایی-هویتی. پژوهش همچنین مفهوم «توانش فرهنگی» را بهعنوان بسط نظریه گیبسون در بافت شهر تاریخی پیشنهاد میدهد و «تبلیغ بهمثابه محرک گفتگوی شهری» را بهعنوان کارکرد چهارم تبلیغات محیطی معرفی میکند.
بازآفرینی و تجدید حیات بافت تاریخی
نسیم لیلیئیون؛ احمد دانائی نیا
چکیده
شاکله شکلگیری و توسعه هسته تاریخی شهر اصفهان مبتنی بر نظام مادیها است. مادیها در مقیاس کلان بر پیکرهبندی و انتظام فضاهای شهری و در مقیاس خرد، بر استقرار واحدهای مسکونی اثر مستقیم داشتهاند. این عنصر طی تغییراتی که عمدتاً پس از دهه ۴۰ ه.ش به وقوع پیوسته، بهتدریج تبدیل به مانع توسعه فضاهای شهری_محلی گردیده است. هدف پژوهش حاضر ...
بیشتر
شاکله شکلگیری و توسعه هسته تاریخی شهر اصفهان مبتنی بر نظام مادیها است. مادیها در مقیاس کلان بر پیکرهبندی و انتظام فضاهای شهری و در مقیاس خرد، بر استقرار واحدهای مسکونی اثر مستقیم داشتهاند. این عنصر طی تغییراتی که عمدتاً پس از دهه ۴۰ ه.ش به وقوع پیوسته، بهتدریج تبدیل به مانع توسعه فضاهای شهری_محلی گردیده است. هدف پژوهش حاضر تبیین شاخصه انعطافپذیری مادی و اثرگذاری آن بر پیکرهبندی مسکن است تا از این طریق، همپیوندی مسکن با این عنصر حیاتی محقق گردد. پژوهش تلفیقی از روش کمی و کیفی است و در حوزه روششناسی مبتنی بر مشاهده و تحلیل است. دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای و برداشتهای میدانی بهدستآمده و نتایج مبتنی بر دو روش استنباطی و تحلیل محتوا استخراجشده است. اطلاعات پایه از طریق عکسهای هوایی دهه 40 ه.ش استخراج و به کمک نرمافزار Autocad، GIS و Depthmap تحلیلشده است. یافتهها بیانگر شکلگیری نظام پیکرهبندی مسکن بر پایه چهار شاخص الگوی ساخت، مساحت، نسبت فضای پر به فضای خالی و یکپارچگی و انسجام فضایی است. سازگارترین الگوی ساخت مسکن، الگوی یکجبهه ساخت و تمامساخت و پسازآن الگوهای U شکل و L شکل است. در رابطه با شاخص مساحت، عرصههای مسکونی با مساحت ۲00-500 مترمربع و پسازآن ۵۰۰-۱۰۰۰ مترمربع و در شاخص نسبت پر به فضای خالی، عرصههایی با مقادیر (7/0-96/0) دارای بیشترین میزان انعطافپذیری هستند. در رابطه با شاخص یکپارچگی و انسجام فضایی نیز حداکثر میزان شاخص به محور مادیها، گذرهای متصل به مادی و خیابانهای اصلی حاشیه محله را شامل میشود. نتیجه نشان میدهد که معماری مادی مهمترین الگوی طبیعی است که در شکلگیری واحدهای مسکونی و ایجاد همپیوندی در همه نقاط محله اثرگذار است. بهمنظور تقویت این الگو، طراحی مسکن مبتنی بر چهار شاخصه برشمرده شده نقشآفرین است. در مقابل عدم توجه به این شاخصهها، تأثیرات منفی فراوانی را بر پیکرهبندی مسکن و نظام محلهها به همراه خواهد داشت.
برنامه ریزی شهری
بشری مهاجر؛ زاهد شفیعی؛ علیرضا خواجه احمد عطاری؛ محمد تقی طغرائی
چکیده
گردشگری، صنعتی فراگیر و عمومی است که باید تمام بخشهای جامعه را فارغ از سن و نژاد و جنسیت مورد توجه قرار دهد. از آنجا که کودکان بخش مهمی از جامعه به شمار میروند، توجه به پرورش و ارتقای خلاقیت آنها از ضروریات جامعه است و هنر می تواند نقش مهمی در این امر ایفا کند. بنابراین مقاله حاضر به دنبال مطرح کردن کودکان به عنوان بازار نوظهور ...
بیشتر
گردشگری، صنعتی فراگیر و عمومی است که باید تمام بخشهای جامعه را فارغ از سن و نژاد و جنسیت مورد توجه قرار دهد. از آنجا که کودکان بخش مهمی از جامعه به شمار میروند، توجه به پرورش و ارتقای خلاقیت آنها از ضروریات جامعه است و هنر می تواند نقش مهمی در این امر ایفا کند. بنابراین مقاله حاضر به دنبال مطرح کردن کودکان به عنوان بازار نوظهور حوزه گردشگری خلاق و شناسایی مؤلفههای کلیدی گردشگری خلاق کودک محور و همچنین بررسی عوامل تأثیرگذار بر سفرهای خلاق کودک محور است . گردشگران خلاق، سازندگان تجارب خود هستند. بنابراین باید به عنوان گروهی همگن از تولیدکنندگان عمل کنند که درباره تجربه خلاقشان عقاید و احساسات ذهنی دارند. اصفهان از یک طرف به عنوان شهر خلاق، پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به مقصد گردشگری خلاق مبتنی بر صنایع دستی دارد و از طرف دیگر به عنوان شهر دوستدار کودک پتانسیل مناسبی برای گردشگری کودک دارد . هدف اصلی از پژوهش حاضر، یافتن تعریفی واحد از گردشگری خلاق کودک محور است. این پژوهش کیفی بوده و برای شناسایی مؤلفهها، رویکرد نظریه تماتیک (محتوایی) و تحلیل محتوا مورد استفاده قرار گرفته است. دادهها، با استفاده از مصاحبههای عمیق با 31 متخصص حوزه گردشگری، هنر و صنایع دستی و کودک، با استفاده از نمونهگیری گلوله برفی گردآوری شده و دادهها براساس کدگذاری باز، محوری و گزینشی طبقهبندی شدند. در نتیجه پنج مؤلفه مجزا شناسایی شد: فرآیند سفر، محیط، نیازهای کودکان، خلاقیت و ذینفعان. هر مؤلفه عوامل مختلفی را در بر میگیرد که میتواند اطلاعات جدیدی در رابطه با گردشگری خلاق برای کودکان فراهم آورد.
طراحی شهری
مینا کشانی همدانی؛ محمود قلعه نویی؛ عبدالهادی دانشپور؛ سالار فرامرزی؛ احمد شاهیوندی
دوره 4، شماره 14 ، اردیبهشت 1394، ، صفحه 19-30
چکیده
توجه به جنبههای زیباییشناختی فضاهای عمومی شهری در طراحی شهری از این جهت اهمیت ویژهای دارد که کاربران آن ادراک زیباییشناختی یکسانی ندارند و فضا لزوماً پاسخگوی همه طیفها از این دیدگاه نمیباشد. پژوهش پیشِ رو با فرض وجود تفاوت در ادراک زیباشناختی محیط در گروههای سنی متفاوت، به این پرسش پاسخ داده است که چه ترجیحات زیباشناختی ...
بیشتر
توجه به جنبههای زیباییشناختی فضاهای عمومی شهری در طراحی شهری از این جهت اهمیت ویژهای دارد که کاربران آن ادراک زیباییشناختی یکسانی ندارند و فضا لزوماً پاسخگوی همه طیفها از این دیدگاه نمیباشد. پژوهش پیشِ رو با فرض وجود تفاوت در ادراک زیباشناختی محیط در گروههای سنی متفاوت، به این پرسش پاسخ داده است که چه ترجیحات زیباشناختی در فضای شهری بین گروههای سنی مختلف وجود دارد و اولویتبندی متغیرهای مرتبط با آن در دو گروه سنی کودک و بزرگسال به چه صورت است. از آنجا که مطالعات زیباییشناسی در دو بعد نظری و تجربی مورد بحث قرار گرفته، توجه به جنبههای بصری در طراحی شهری و زیباییشناسی تجربی به عنوان اساس پژوهش قرار گرفت. با مبنا قرار دادن دیدگاه سانتایانا مبتنی بر دستهبندی زیباییشناسی محیطی در سه دسته حسی، فرمی و نمادین، پژوهش حاضر میزان توجه به هر دسته را در گروههای مورد مطالعه بررسی نموده است. پژوهش از نوع کاربردی بوده، با بهرهمندی از ترکیب روش کمی و کیفی و به صورت توصیفی _ تحلیلی دو گروه مورد مطالعه را مقایسه نموده است. روش یافتهاندوزی با استفاده از مطالعات کتابخانهای، میدانی و تکمیل نقاشی کودک و پرسشنامه به تعداد 750 مورد در قالب طیف لیکرت در دو گروه یاد شده بوده که در نهایت با استفاده از نرمافزار SPSS مورد ارزیابی و استخراج نتایج قرار گرفته که بر اساس فرمول آماری کوکران در جامعه آماری، استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد در اولویتبندی ترجیحات متغیرهای زیباشناختی بین دو گروه سنی و اهمیت متغیرهای فرمی از دیدگاه کودکان تفاوت وجود دارد. از میان سه دسته زیباییشناسی یاد شده، بیشترین ترجیحات زیباشناختی کودکان به لحاظ فراوانی در دسته متغیرهای فرمی قرار میگیرد.
حمیدرضا پارسی؛ بهراد فرمهینی فراهانی
دوره 3، شماره 10 ، اردیبهشت 1393، ، صفحه 49-62
چکیده
پراکندهرویی شهری پدیدهای کالبدی _ فضایی است. نوعی گسترش افقیِ پراکنده، کمتراکم، جسته و گریخته و به دور از مراکز شهری که عموماً با عدم اختلاط کاربری همراه است و میتواند مبین اتلاف منابع و سرمایه، تهدید سلامت ساکنان شهر، آسیبرسانی به محیطزیست و تمایل توسعه در حاشیههای شهر و تبدیل مراکز شهری به بافتهای فرسوده باشد. ...
بیشتر
پراکندهرویی شهری پدیدهای کالبدی _ فضایی است. نوعی گسترش افقیِ پراکنده، کمتراکم، جسته و گریخته و به دور از مراکز شهری که عموماً با عدم اختلاط کاربری همراه است و میتواند مبین اتلاف منابع و سرمایه، تهدید سلامت ساکنان شهر، آسیبرسانی به محیطزیست و تمایل توسعه در حاشیههای شهر و تبدیل مراکز شهری به بافتهای فرسوده باشد. البته در این خصوص همه صاحبنظران در مطالعاتشان در خصوص علل، الگو، تبعات و سازوکار به یکسان عمل ننمودهاند (اوینگ، 1997؛ گالستر، 2001؛ هَس، 2003؛ دیلمن، 2004؛ آلبرتی، 2005؛ سو، 2010؛ پولیدورو، 2011؛ یو 2013؛ و مانند آن). سئوال نظری این پژوهش این است که این پدیده از چه ابعادی برخوردار است، فرایند آن کدام و از چه سازوکاری تبعیت میکند؟ در این رابطه شهر اصفهان به عنوان مورد پژوهش انتخاب شد؛ زیرا این شهر در سالهای اخیر با گسترش افقی لجام گسیختهای همراه بوده است که پیامدهایی اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی به بار آورده است. پژوهش حاضر، با هدف تشخیص آسیبشناختی پهنهها و فرایند پراکندهرویی و سازوکار آن در شهر اصفهان صورت گرفته است. به نظر میرسد بیشترین میزان پراکندهرویی در شهر اصفهان در خارجیترین نقاط محدودههای شمالی مناطق 7 و 14 شهرداری اصفهان و فرایند آن بر حسب فرایند اکولوژیکی _ اجتماعی استقرار صنایع فلزی و غیرفلزی در حاشیه شمالی شهر و شکلگیری پراکنده سکونتگاههای کارگران، نقش تعاونیهای مسکن در تأمین سکونت کارکنانشان، عوامل طبیعی (کم آبی)، شبکه ارتباطی و مهاجرت از مناطق روستایی و الگوی تشکیل فضایی پراکنده با عملکرد صنعتی، کشاورزی و مسکونی است . پاسخ به سئوال فوق و روش آزمون این فرضیه، در سه مرحله، با استفاده از تحلیل تاریخی _ سیستمی و با بهرهگیری از روش کمّی تحلیل عاملی اکتشافی بوده که منجر به شناسایی پهنههایی با بیشترین میزان پراکندهرویی شهری و سازوکار بوده است.