برنامه ریزی شهری
زینب عادلی؛ آذین پیراسته
چکیده
با گسترش روزافزون شهرنشینی و تغییرات ساختاری در کالبد شهری، کیفیت محیطزیست شهری بهویژه وضعیت آلودگی هوا به یکی از چالشهای جدی کلانشهرها تبدیل شده است. در این میان، علاوه بر شرایط جوی، حجم تردد وسایل نقلیه، ویژگیهای طبیعی زمین و ... شیوه سازمانیابی فضاهای شهری و ویژگیهای مورفولوژیک آن نیز بر الگوهای انتشار آلایندهها اثرگذار ...
بیشتر
با گسترش روزافزون شهرنشینی و تغییرات ساختاری در کالبد شهری، کیفیت محیطزیست شهری بهویژه وضعیت آلودگی هوا به یکی از چالشهای جدی کلانشهرها تبدیل شده است. در این میان، علاوه بر شرایط جوی، حجم تردد وسایل نقلیه، ویژگیهای طبیعی زمین و ... شیوه سازمانیابی فضاهای شهری و ویژگیهای مورفولوژیک آن نیز بر الگوهای انتشار آلایندهها اثرگذار است؛ بنابراین هدف از انجام این پژوهش، بررسی ارتباط میان شاخصهای فرم شهری در 22 منطقه شهر تهران و نوع و میزان آلاینده های هواست. به همین منظور پس از تعریف و انتخاب شاخصها و سنجههای فرم شهری (22 شاخص که در ابعاد طراحی محیط، کاربری زمین، دسترسی و تراکم مشخص شدهاند) میزان کمی هر شاخص در 22 منطقه شهر تهران محاسبه شد. سپس از طریق دادههای شرکت کنترل کیفیت هوا، میانگین سالانه غلظت آلایندههای هوا (CO، O3، PM2.5، NO2، SO2) در بازه زمانی یکسال- از ابتدای فروردین سال 1403 تا اول فروردین 1404- محاسبه گردید. روش پژوهش بر پایه روش همبستگی پیرسون است، به این صورت که به کمک نرمافزار SPSS، همبستگی هریک از شاخصهای فرم شهری با انواع آلایندههای هوا به دست آمد. نتایج این همبستگی ها نشان داد شاخصهای تراکم واحدهای مسکونی، تراکم ناخالص جمعیتی، سطح ساخته شده از منطقه، مساحت کاربریهای غیرمسکونی، تراکم واحدهای خردهفروشی، خدمات محلی، ریزدانگی، مسافت طی شده، منابع آلودگی و تعداد تقاطع با آلایندهها، رابطه همبستگی داشتند که از نظر آماری نیز معنادار بودند. این نتیجه حاکی از آن است که الگوهای طراحی فضای شهری و فرم شهری، نقش معناداری در تغییرات آلودگی هوا و کیفیت هوا، به خصوص در 22 منطقه شهر تهران ایفا میکنند.
برنامه ریزی شهری
محمدرضا یزدان پناه شاه آبادی؛ زینب عادلی
چکیده
حس دلبستگی مکانی یکی از مهمترین شاخصهای سنجش کیفیت مکانی یک فضا از بعد روان شناختی آن است و ارتباط مشخصی با شکل گیری حس مکان در یک فضای شهری دارد. با وجود استفاده گسترده از این مفهوم در پژوهشهای مختلف در حوزه مکان، به تأثیر "مقیاس مکان" در نحوه شکل گیری و بروز حس دلبستگی مکانی در شهروندان کمتر توجه شده است. بنابراین در این پژوهش ...
بیشتر
حس دلبستگی مکانی یکی از مهمترین شاخصهای سنجش کیفیت مکانی یک فضا از بعد روان شناختی آن است و ارتباط مشخصی با شکل گیری حس مکان در یک فضای شهری دارد. با وجود استفاده گسترده از این مفهوم در پژوهشهای مختلف در حوزه مکان، به تأثیر "مقیاس مکان" در نحوه شکل گیری و بروز حس دلبستگی مکانی در شهروندان کمتر توجه شده است. بنابراین در این پژوهش هدف اصلی کشف عوامل مؤثر در شکل گیری یا عدم شکل گیری حس دلبستگی مکانی در مقیاس های مختلف مکانی به تفکیک خانه، محله و شهر است. رویکرد این پژوهش رویکردی کیفی برای شناسایی عوامل مؤثر بر حس دلبستگی در سه مقیاس خانه، محله و شهر بوده و برای این منظور روش تحلیل محتوای کیفی مورد استفاده قرار گرفته است. در مجموع 66 مصاحبه عمیق در شش محله در سطح شهر تهران انجام شده و با تحلیل محتوای این مصاحبهها مفاهیم کلیدی مؤثر بر حس دلبستگی به تفکیک سه مقیاس استخراج و در نهایت در قالب مقولاتی انتزاعی بیان گردید. بر این اساس چهار مقوله ساختار مسکن، تعلق اجتماعی، کارایی محیطی و تعلق معنایی در مقیاس خانه، چهار مقوله کارایی محله، تعلق خاطر به محله، سرمایه اجتماعی و ارزش های اداراکی-شناختی در مقیاس محله و چهار مقوله سرزندگی، دسترسی و کارایی، وابستگی اجتماعی و ارزش های ادراکی- معنایی در مقیاس شهر به عنوان عوامل مؤثر بر شکل گیری حس دلبستگی تعیین گردید. همچنین نتایج پژوهش نشان داد مقیاس محله به عنوان مهمترین و حلقه واسط میان تمام مقیاس ها در شکل گیری حس دلبستگی مکانی عمل مینماید. از طرف دیگر این مقولات متناسب با هرم نیازهای انسانی مازلو بازتعریف و دسته بندی گردید. همچنین نتایج پژوهش نشان داد، ماهیت مقولات شکل دهنده به حس دلبستگی مکانی در مقیاس خانه ملموس و عینی و در مقیاس شهر ماهیتی غیرملموس و ذهنی و در مقیاس محله ماهیتی بینابین دارد.
طراحی شهری
فرزانه سلیمی؛ لاله قائمی؛ نجمه عادلی؛ رویا اقبال مقدم
دوره 6، شماره 21 ، بهمن 1395، ، صفحه 29-38
چکیده
امنیت، از اساسیترین نیازهای جامعه بشری برای زندگی اجتماعی در عرصههای همگانی میباشد. نیاز به امنیت، در دومین پله از سلسله مراتب هرم مازلو قرار گرفته است و پس از نیازهای فیزیولوژیکی، مهمترین نیاز انسان برای دستیابی به مراتب بالای انسانی یا همان خودشکوفایی میباشد. حضور موثر و مداوم انسان در فضا نیازمند وجود امنیت است؛ بدون ...
بیشتر
امنیت، از اساسیترین نیازهای جامعه بشری برای زندگی اجتماعی در عرصههای همگانی میباشد. نیاز به امنیت، در دومین پله از سلسله مراتب هرم مازلو قرار گرفته است و پس از نیازهای فیزیولوژیکی، مهمترین نیاز انسان برای دستیابی به مراتب بالای انسانی یا همان خودشکوفایی میباشد. حضور موثر و مداوم انسان در فضا نیازمند وجود امنیت است؛ بدون امنیت فضاهای شهری به فضاهایی سرد و بی روح و رعبآور تبدیل خواهند شد. رویکرد CPTED یکی از رویکردهای متاخر در افزایش امینت در فضاست. این رویکرد، روشی برای افزایش امنیت در فضاهای شهری از طریق طراحی مناسب محیطی پیشنهاد میدهد که در نتیجه آن مردم میتوانند به شکلی موثر و با آسایش خاطر در فضاهای شهری حضور پیدا کنند. مرکز محله آخوند یکی از مهمترین فضاهای شهری بافت قدیم قزوین و نماد هویت اجتماعی و فرهنگی و همچنین عرصهای برای بروز تعاملات اجتماعی ساکنین این محله با محلههای مجاور بوده است که در سال 1384 طرحی برای باززنده سازی آن ارائه شد و در سال 1387 مورد بهرهبرداری قرار گرفت. پژوهش حاضر تلاش میکند تا میزان امنیت مرکز محله آخوند را از طریق اصول رویکرد CPTED، مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد. برای سنجش میزان امنیت فضای مذکور، روش تحقیق تطبیقی-توصیفی، به کار گرفته شده که با استناد به اصول رویکرد CPTED و همچنین از طریق مشاهدات میدانی انجام میگیرد تا بدین طریق مشخص گردد طراحی مرکز محله آخوند تا چه حد به راهبردهای CPTED در برقراری امنیت نزدیک است. نتایج پژوهش انجام شده نشان میدهد که طرح احیا مرکز محله آخوند به لحاظ تامین امنیت بسیار ضعیف بوده و در اکثر موارد در تغایر با اصول CPTED قرار دارد. بررسیهای انجام شده حاکی از آن است که اصل نظارت طبیعی که یکی از اصول رویکرد مذکور در برقراری امنیت است، به هیچ طریقی در بازطراحی محله در نظر گرفته نشده است. در انتهای مقاله راهکارهایی برای افزایش امنیت مرکزمحله ارائه شده است؛ که از میان آنها میتوان به قرارگیری کاربریهای متناسب با فضای مرکزمحله، جاذب جمعیت، فعال در شب و مختلط در مرکزمحله و ... اشاره کرد.