برنامه ریزی شهری
علی اکبر سالاری پور؛ سارا نیکمرد نمین؛ محمد نوریپور سدهی؛ زهرا احمدی
چکیده
در دو دهه اخیر، رویکرد راهبردی مبتنی بر ترسیم چشمانداز مشترک برای شهرها در نظام برنامهریزی شهری ایران مطرح شده است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی«رویداد مردمی؛ رشت 1422» و اهمیت رویدادپذیری شهرها در شکلگیری این چشماندازها پرداخته است. از اینرو با اتخاذ روش تحلیل سیاست در یک مدل گستردهتر که شامل تحلیل متنی است، چهار گام ...
بیشتر
در دو دهه اخیر، رویکرد راهبردی مبتنی بر ترسیم چشمانداز مشترک برای شهرها در نظام برنامهریزی شهری ایران مطرح شده است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی«رویداد مردمی؛ رشت 1422» و اهمیت رویدادپذیری شهرها در شکلگیری این چشماندازها پرداخته است. از اینرو با اتخاذ روش تحلیل سیاست در یک مدل گستردهتر که شامل تحلیل متنی است، چهار گام در فرایند ترسیم چشمانداز و برگزاری رویداد مردمی؛ رشت 1422 طی شد و مورد تحلیل قرار گرفت. گام اول شامل مرور مبانی نظری بود. در گام دوم با تدقیق مدل مفهومی برای شکلگیری رویداد مردمی شهر رشت و اهمیت کنار هم قرارگیری سهگانهی فضا و مکان، شهروندان، و نهادها و مدیریت شهری در شکلگیری فضای زبانی و تعاملی در ترسیم چشمانداز تبیین شد. سپس در ادامهی این گام، مروری کیفی و دستهبندی از اسناد تولید سیاست با استفاده از تحلیل متنی صورت گرفت. پس از مرور اسناد، در گام سوم پیشتعریف شکلگیری رویداد شامل تکمیل و تحلیل پرسشنامهها و مصاحبههای عمیق از شهروندان، جلسات کارگروهی و مصاحبه با ذینفوذان، و در نهایت اتخاذ نظرات نخبگان و تاثیرگذاران در شهر رشت انجام شد تا با توجه به ماهیت مشارکتی بودن چشماندازسازی، محورهای اصلی چشمانداز در حضور اکثریت ذینفعان و ذینفوذان ترسیم شود. سپس در گام چهارم و نهایی، رویداد اصلی برگزار شد و با تکمیل سه فعالیت اصلی در رویداد، 29 محور اصلی چشماندازها تکمیل و اولویتبندی شدند و بیانیهی چشمانداز تکمیل شد. این پژوهش با پیادهسازی گامبهگام رویداد مشارکتی، الگویی عملی برای افزایش مشارکت شهروندان و کلیه ذینفعان و ذینفوذان در فرآیند ترسیم چشماندازهای شهری ارائه نموده است.
برنامه ریزی شهری
حمیده بقراطی؛ تکتم حنایی
چکیده
افزایش فشارهای زیستمحیطی و تهدیدات وارده به میراث فرهنگی در مناطق تاریخی، ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این مناطق را تحت تأثیر قرار داده و ارزیابی جامع این پیامدها را با چالش مواجه ساخته است. پیچیدگی ناشی از تعدد متغیرهای محلی و منطقهای، شکلگیری چارچوبهای تحلیلی یکپارچه و عملیاتی را دشوار کرده است. این پژوهش با هدف طراحی ...
بیشتر
افزایش فشارهای زیستمحیطی و تهدیدات وارده به میراث فرهنگی در مناطق تاریخی، ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این مناطق را تحت تأثیر قرار داده و ارزیابی جامع این پیامدها را با چالش مواجه ساخته است. پیچیدگی ناشی از تعدد متغیرهای محلی و منطقهای، شکلگیری چارچوبهای تحلیلی یکپارچه و عملیاتی را دشوار کرده است. این پژوهش با هدف طراحی چارچوب روششناختی نوین برای ارتقای دقت و کارایی ارزیابی اثرات زیستمحیطی گردشگری در بافتهای تاریخی، از طریق رویکرد فرا روش و با ترکیب روشهای کیفی-کمی انجام شده است. دادهها از طریق مرور سیستماتیک ۲۸ مقاله منتخب از پایگاههای معتبری مانند وب اف ساینس گردآوری شدند و با استفاده از نرمافزار مکس کیو دا در چارچوب کدگذاری موضوعی تحلیل کیفی گردیدند. فرآیند پژوهش شامل سه مرحله اصلی میباشد در ابتدا شناسایی ملاحظات روششناختی در مطالعات پیشین، سپس، تحلیل انتقادی چالشهای روششناختی (ابزار گردآوری دادهها، نمونهگیری، و تحلیل)، و در انتها طراحی الگوی ترکیبی مبتنی بر ادغام دادههای کمی (نظیر سهم عوامل تأثیرگذار) و کیفی (نظیر دیدگاه ذینفعان محلی) انجام شده است. یافتهها نشان میدهد که در مطالعات پیشین، تمرکز غالب بر سنجش کمی متغیرهایی مانند مصرف منابع طبیعی توسط گردشگران (۵۶٪)، سیستم حملونقل (۶۸٪) و توسعه اقتصادی (۶۰٪) بوده است، در حالی که ابعاد اجتماعی-فرهنگی و نقش ذینفعان محلی بهصورت نظاممند مورد توجه قرار نگرفته است. نوآوری روششناختی این پژوهش در تلفیق مرور سیستماتیک با تحلیل کیفی عمیق، استفاده از ابزارهای ترکیبی (پرسشنامههای ساختاریافته و مصاحبههای نیمهساختاریافته)، و استفاده از نتایج مطالعاتی که دیدگاههای ذینفعان محلی را در تحلیل خود وارد کردهاند، به درک عمیقتری از ابعاد اجتماعی و فرهنگی کمک کرده است. این رویکرد امکان شناسایی همزمان الگوهای کلان را از طریق دادههای کمی و لایههای پنهان تعارضات را از طریق دادههای کیفی فراهم میکند که در مطالعات پیشین عمدتاً بهصورت مجزا بررسی شدهاند. نتایج تأکید میکند که بهکارگیری چارچوبهای تطبیقی و روششناسی ترکیبی در مطالعات آینده میتواند شکاف میان ارزیابیهای کمی صرف و تحلیلهای کیفی منفعل را پر کرده و به سیاستگذاریهای پایدار در مدیریت گردشگری تاریخی منجر شود.
برنامه ریزی شهری
مجتبی رفیعیان؛ نفیسه زاهد
چکیده
با ظهور مفهوم «شهر دوستدار خانواده» در سال ۱۹۹۵، کشورهای متعددی طرحها و مطالعات گستردهای را برای تحقق این رویکرد به اجرا درآوردهاند؛ با این حال، هنوز تعریف دقیق و جامعی از این مفهوم و ویژگیهای آن ارائه نشده است. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف، به مرور نظاممند مطالعات موجود از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۵ در دو پایگاه Scopus و Web of Science ...
بیشتر
با ظهور مفهوم «شهر دوستدار خانواده» در سال ۱۹۹۵، کشورهای متعددی طرحها و مطالعات گستردهای را برای تحقق این رویکرد به اجرا درآوردهاند؛ با این حال، هنوز تعریف دقیق و جامعی از این مفهوم و ویژگیهای آن ارائه نشده است. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف، به مرور نظاممند مطالعات موجود از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۵ در دو پایگاه Scopus و Web of Science میپردازد و با بهرهگیری از روشهای کتابسنجی از جمله تحلیل استنادها و همرخدادی واژگان کلیدی با استفاده از نرمافزار VOSviewer و تحلیل کیفی ادبیات، روندهای پژوهشی، مفاهیم کلیدی، شاخصها، شکافها و جهتگیریهای آینده را بررسی میکند. معیارهای ورود شامل مقالات مرتبط با برنامهریزی شهری دوستدار خانواده بود و پس از حذف مطالعات تکراری و غربالگری دقیق، ۵۷ مقاله نهایی تحلیل شدند. یافتهها نشان میدهند مطالعات این حوزه از روندی نوسانی برخوردار بوده و نقطه عطف آن در سال ۲۰۲۰ مشاهده شده است. ایالات متحده با ۲۲ درصد انتشارات و ۳۰۶ استناد، پیشتاز مطالعات شهر دوستدار خانواده است. مفهوم «شهر دوستدار خانواده» دارای ابعاد فضایی (مسکن مقرونبهصرفه، حملونقل ایمن)، اجتماعی (سرمایه اجتماعی، تنوع)، اقتصادی (فرصتهای شغلی)، محیطی (ایمنی و پایداری)، حکمرانی و مشارکت (مشارکت خانوادهها)، و زمانی (تعادل کار-زندگی) است. همچنین نتایج نشان میدهد شهر دوستدار خانواده از یک تحول مفهومی از تمرکز بر جنبههای فیزیکی به سوی پایداری و زیستپذیری در حرکت بوده است. تمرکز جغرافیایی بر آمریکای شمالی و اروپا و کمبود مطالعات در جهان جنوب از جمله محدودیتهای مطالعات شهر دوستدار خانواده است. این مطالعه نشان میدهد که رویکرد شهر دوستدار خانواده میتواند چارچوبی راهبردی برای خلق شهرهای پایدار، فراگیر و زیستپذیر باشد و منبعی ارزشمند در اختیار سیاستگذاران و برنامهریزان شهری قرار دهد تا تصمیمهایی دقیقتر و مؤثرتر برای آینده خانوادهها در شهر اتخاذ کنند.
برنامه ریزی شهری
اسمعیل دلیر؛ مراد نصیری؛ سامان ابی زاده؛ معصومه عموزاده
چکیده
امنیت و ایمنی محیط شهری، پدیدهای چندبعدی و کلیدی در مطالعات شهری است. شهر امن، شهری است که ضمن کاهش تهدیدات فیزیکی و روانی، زمینه ارتقای رفاه و امنیت پایدار را برای شهروندان خود فراهم میکند. در بررسی رابطه بین ایمنی و محیط شهری، دو بعد اساسی در نظر گرفته میشود: بعد اجتماعی (رفتاری و نهادی) و بعد ساختاری (فیزیکی و کالبدی) که با امنیت ...
بیشتر
امنیت و ایمنی محیط شهری، پدیدهای چندبعدی و کلیدی در مطالعات شهری است. شهر امن، شهری است که ضمن کاهش تهدیدات فیزیکی و روانی، زمینه ارتقای رفاه و امنیت پایدار را برای شهروندان خود فراهم میکند. در بررسی رابطه بین ایمنی و محیط شهری، دو بعد اساسی در نظر گرفته میشود: بعد اجتماعی (رفتاری و نهادی) و بعد ساختاری (فیزیکی و کالبدی) که با امنیت شهری مرتبط است. از این منظر، امنیت شهری مستلزم تحلیل همزمان شاخصهای فیزیکی، اجتماعی، خدماتی و ذهنی است. همچنین، ارزیابی ایمنی در محیطهای شهری معمولاً بر اساس دو دسته معیار انجام میشود: معیارهای عینی مانند آمار جرم و جنایت، میزان تصادفات و کیفیت زیرساختها و معیارهای ذهنی شامل ادراک شهروندان از ایمنی که عواملی مانند روشنایی، دید و انسجام اجتماعی در آن نقش دارند. علاوه بر این، شاخصهایی مانند کیفیت فضای سبز، آلودگی هوا، دسترسی به خدمات بهداشتی، فرصتهای شغلی و میزان آمادگی در برابر بلایای طبیعی نیز در شکلگیری ایمنی شهری مؤثر هستند. به طور کلی، ترکیب این شاخصها و تحلیل جامع آنها، تصویر دقیقتری از وضعیت امنیت و ایمنی شهری ارائه میدهد.
ایمنی و امنیت شهری به عنوان یکی از شاخصهای اساسی کیفیت زندگی شهروندان، نقش مهمی در پایداری اجتماعی و کالبدی شهرها دارد. امروزه افزایش جمعیت و پیچیدگی ساختار شهری، مدیریت و تحلیل آن را به چالش اساسی برای برنامهریزان و مدیران شهری تبدیل نموده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و سنجش میزان ایمنی و امنیت در مناطق شهری اردبیل انجام گرفت. این مطالعه از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی و تحلیلی بود تعداد 15 متغیر در قالب 30 سوال پژوهشی با طیف لیکرت پنج گزینهای تدوین شد و به روش نمونه گیری تصادفی ساده طبقه بندی شده سوالات به روش کوکران در اختیار 383 نفر از نمونه آماری در مناطق پنجگانه شهر اردبیل قرار گرفت. برای تحلیل دادهها از مدل تحلیلی وازپس و تاپسیس استفاده گردید. یافتهها نشان داد که از میان متغیرهای مورد مطالعه اعتماد اجتماعی بیشترین و استفاده از سامانه مدیریت ترافیک هوشمند کمترین نقش ایفا نمودند بدین ترتیب مناطق شهری 3، 1، 2، 4 و 5 از بیشترین تا کمترین میزان امنیت و ایمنی محیط شهری برخوردار بودند و در مجموع شهر اردبیل با مقدار Qi 0/5535 در وضعیت اندکی بالاتر از حد متوسط قرار داشت. بر اساس این نتایج، ایمنی شهری در اردبیل بیش از آنکه متکی بر الزامات امنیتی باشد بیشتر ریشه در عوامل اجتماعی، کالبدی و مدیریتی دارد.
برنامه ریزی شهری
مهنا سروری؛ نینا خلیقی؛ مهدی سعیدی
چکیده
مشارکت زنان در فرآیند برنامهریزی و مدیریت پارکهای شهری در سالهای اخیر بهعنوان یکی از رویکردهای کلیدی برای ارتقای عدالت فضایی، افزایش کیفیت فضاهای عمومی و بهبود سطح زندگی شهری مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل موانع حضور زنان در پارکهای شهری و ارائه راهکارهایی مشارکتی و مبتنی بر نیازهای واقعی آنان انجام گرفت. ...
بیشتر
مشارکت زنان در فرآیند برنامهریزی و مدیریت پارکهای شهری در سالهای اخیر بهعنوان یکی از رویکردهای کلیدی برای ارتقای عدالت فضایی، افزایش کیفیت فضاهای عمومی و بهبود سطح زندگی شهری مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل موانع حضور زنان در پارکهای شهری و ارائه راهکارهایی مشارکتی و مبتنی بر نیازهای واقعی آنان انجام گرفت. این مطالعه به روش ترکیبی (کمی-کیفی) و با تمرکز بر پارک شهدا در شهر سنندج انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی زنان بالای ۲۰ سال بود و نمونهای ۳۸۴ نفره بهصورت تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه، مصاحبه نیمهساختاریافته، مشاهده میدانی و تحلیل مکانی بود و دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS، MAXQDA و ArcGIS تحلیل شدند. یافتهها نشانداد که برخی شاخصهای کالبدی همچون دسترسی، کیفیت پوشش گیاهی و وجود پارکینگ از وضعیت نسبتاً مطلوبی برخوردارند؛ در حالی که مؤلفههای مرتبط با امنیت، تنوع فعالیتها، خدمات رفاهی، روشنایی، برنامههای فرهنگی و امکانات اجتماعی-اقتصادی در سطح نامطلوب قرار دارند. تحلیل کیفی نیز بیانگر آن بود که زنان بر ضرورت بهبود روشنایی، تقویت نظارت اجتماعی، گسترش خدمات رفاهی و طراحی فضاهای چندمنظوره تأکید دارند.
نوآوری اصلی این پژوهش در تدوین شاخص تجربهمحور عدالت جنسیتی (GEPI) نهفته است که با ترکیب نظاممند دادههای کیفی و کمی، امکان سنجش همزمان زیرساختهای کالبدی و تجربه ادراکی-اجتماعی زنان را فراهم میکند. این شاخص در پنج بُعد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیستمحیطی طراحی شده و بهعنوان ابزاری کاربردی برای برنامهریزی فضاهای عمومی با هدف تسهیل حضور مؤثر و پایدار زنان قابل استفاده است. ادغام دادههای کمی و کیفی و استفاده از تحلیل GIS، امکان ارائه راهکارهای عملیاتی چندسطحی را برای بهبود کیفیت پارکهای شهری فراهم ساخت. یافتههای این پژوهش میتواند الگویی برای برنامهریزان شهری جهت طراحی فضاهای عمومی پاسخگو به نیازهای جنسیتی در شهرهای ایران و منطقه باشد.
برنامه ریزی شهری
هاشم داداش پور؛ مانا وحیدبافنده؛ محمدمهدی پناهی؛ مائده داداش پور
چکیده
در دهههای اخیر، جایگاه شهرها در نظام حکمرانی جهانی دستخوش تحولی معنادار شده و شهرها از واحدهایی صرفاً مدیریتی به کنشگران فعال در عرصه تعاملات فراملی ارتقا یافتهاند. این تحول، که در ادبیات با عنوان «دیپلماسی شهری» شناخته میشود، امکان کنش مستقل یا نیمهمستقل شهرها را در قالب شبکههای بینشهری، همکاریهای موضوعی و روابط شهر ...
بیشتر
در دهههای اخیر، جایگاه شهرها در نظام حکمرانی جهانی دستخوش تحولی معنادار شده و شهرها از واحدهایی صرفاً مدیریتی به کنشگران فعال در عرصه تعاملات فراملی ارتقا یافتهاند. این تحول، که در ادبیات با عنوان «دیپلماسی شهری» شناخته میشود، امکان کنش مستقل یا نیمهمستقل شهرها را در قالب شبکههای بینشهری، همکاریهای موضوعی و روابط شهر به شهر فراهم کرده است. در این میان، روابط خواهرخواندگی بهعنوان یکی از قدیمیترین و در عین حال مناقشهبرانگیزترین سازوکارهای دیپلماسی شهری، همواره میان کارکرد نمادین و ظرفیتهای عملی همکاری نوسان داشته است. با وجود گسترش پژوهشها در این حوزه، ادبیات موجود عمدتاً پراکنده، ناهمگون و فاقد جمعبندی تحلیلی منسجم درباره ابعاد، کارکردها و محدودیتهای واقعی این سازوکار است. هدف این پژوهش، ارائه تصویری نظاممند از تحولات مفهومی و کارکردی دیپلماسی شهری با تمرکز بر سازوکار روابط خواهرخواندگی و شناسایی الگوهای مسلط، شکافهای پژوهشی و پیامدهای سیاستی آن است. بدین منظور، از روش مرور نظاممند استفاده شد و مقالات علمی منتشرشده در بازه زمانی 2000 تا 2025 در پایگاههای استنادی معتبر مورد جستوجو، غربالگری و تحلیل قرار گرفتند. دادههای استخراجشده با رویکرد تحلیل مضمون مورد کدگذاری و دستهبندی قرار گرفت و مضامین غالب شناسایی شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که دیپلماسی شهری در ادبیات معاصر از رویکردهای نمادین و تشریفاتی بهسوی همکاریهای مسئلهمحور، شبکهای و یادگیرنده در حال گذار است. روابط خواهرخواندگی در قالب پنج مؤلفه محوری قابل تبیین است: حکمرانی چندسطحی و مشروعیت نهادی، عقلانیت تصمیمگیری و راهبری همکاریها، نهادمندی اجرا و تداوم اقتصادی، توانمندسازی شبکهای و نوآورانه، و یادگیری، تابآوری و ارزیابی مبتنی بر داده. در عین حال، نتایج نشان میدهد که در فقدان چارچوبهای نهادی شفاف، ظرفیتهای خواهرخواندگی اغلب به سطح تعاملات نمادین تقلیل یافته و از تحقق دستاوردهای پایدار بازمیماند. بر این اساس، پژوهش حاضر بر ضرورت بازتعریف روابط خواهرخواندگی بهعنوان سازوکاری انتخابی، مسئلهمحور و مبتنی بر ظرفیت نهادی تأکید میکند و میتواند مبنایی تحلیلی برای سیاستگذاری آگاهانهتر در حوزه دیپلماسی شهری و مدیریت تعاملات فراملی شهرها فراهم آورد.
برنامه ریزی شهری
عرفانه قنبری؛ مهرناز مولوی؛ صابر محمدپور؛ سهند لطفی
چکیده
دگرگونیهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جوامع شهری و ظهور منافع و ارزشهای متعارض، برنامهریزی شهری معاصر را بهسوی ضرورت وفاق جمعی و همگرایی دخیلان برای درک منافع مشترک سوق دادهاست؛ با اینحال، وفاق بهعنوان مفهومی مستقل و چندبعدی در ادبیات برنامهریزی شهری، نیازمند تبیین عمیق نظری و ساختاری است. پژوهش حاضر، در پی شناسایی «مضامین ...
بیشتر
دگرگونیهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جوامع شهری و ظهور منافع و ارزشهای متعارض، برنامهریزی شهری معاصر را بهسوی ضرورت وفاق جمعی و همگرایی دخیلان برای درک منافع مشترک سوق دادهاست؛ با اینحال، وفاق بهعنوان مفهومی مستقل و چندبعدی در ادبیات برنامهریزی شهری، نیازمند تبیین عمیق نظری و ساختاری است. پژوهش حاضر، در پی شناسایی «مضامین سازماندهنده» و «ارائه الگوی مفهومی تحقق وفاق جمعی در میان دخیلان برنامهریزی شهری» است. بدینمنظور، با جست وجو و بررسی نظاممند منابع، بهرهگیری از شیوه کیفی تحلیل مضمون و رهیافتی استقرایی، کدگذاری دستی متون تا مرحله اشباع نظری انجام شد و سپس، مضامین فرعی و اصلی شکل گرفتند. همچنین، مضامین از طریق مثلثسازی نظری و تطبیق با دیدگاههای پیشین، اعتبارسنجی گردیدند. در نهایت، با تحلیل روابط میان مضامین، الگوی مفهومی تحقق وفاق ارائه شد. «فرایند تسهیلشده مشارکتی»، «دخیلانوکنشگران»، «گفتمانوعمل ارتباطی»، «مدیریت تعارض»، «روابط و مناسبات قدرت» و «مدیریت انطباقی» بهعنوان مضامین اصلی شناسایی گردیدند. آنها در تعاملی متقابل، تحقق وفاق را ممکن میسازند و فقدان هر یک، فرایند را مختل میکند. در اینراستا، «نظریه ارتباطی» هابرماس، «حق به شهر» لوفور، «تکثرگرایی معاصر»، «قدرت» فوکو و «نظریه پیچیدگی»، اعتبار مضامین را تأیید میکنند. الگوی پیشنهادی، چارچوبی را برای هدایت برنامهریزی مشارکتی در زمینهها و مقیاسهای مختلف فراهم میکند و با کاهش تعارضات، وفاقی مؤثر، عادلانه و پایدار را ممکن میسازد. طبق آن، تحقق وفاق در گرو «فرایند تسهیلشده مشارکتی» و درگیری فعال «دخیلانوکنشگران» است؛ «گفتمانوعمل ارتباطی» و توجه به «روابط و مناسبات قدرت» پیششرط مدیریت مؤثر تعارضات و توجه به منافع متکثر است و «مدیریت انطباقی»، ارزیابی انتقادی، پایش و یادگیری مداوم و اصلاح سیاستها را تضمین میکند. با وجود قابلیت بومیسازی و تمرکز بر جنبههای نظری، محدودیتهای روششناختی و اجرایی آن نیز قابل توجه است.
برنامه ریزی شهری
زینب عادلی؛ آذین پیراسته
چکیده
با گسترش روزافزون شهرنشینی و تغییرات ساختاری در کالبد شهری، کیفیت محیطزیست شهری بهویژه وضعیت آلودگی هوا به یکی از چالشهای جدی کلانشهرها تبدیل شده است. در این میان، علاوه بر شرایط جوی، حجم تردد وسایل نقلیه، ویژگیهای طبیعی زمین و ... شیوه سازمانیابی فضاهای شهری و ویژگیهای مورفولوژیک آن نیز بر الگوهای انتشار آلایندهها اثرگذار ...
بیشتر
با گسترش روزافزون شهرنشینی و تغییرات ساختاری در کالبد شهری، کیفیت محیطزیست شهری بهویژه وضعیت آلودگی هوا به یکی از چالشهای جدی کلانشهرها تبدیل شده است. در این میان، علاوه بر شرایط جوی، حجم تردد وسایل نقلیه، ویژگیهای طبیعی زمین و ... شیوه سازمانیابی فضاهای شهری و ویژگیهای مورفولوژیک آن نیز بر الگوهای انتشار آلایندهها اثرگذار است؛ بنابراین هدف از انجام این پژوهش، بررسی ارتباط میان شاخصهای فرم شهری در 22 منطقه شهر تهران و نوع و میزان آلاینده های هواست. به همین منظور پس از تعریف و انتخاب شاخصها و سنجههای فرم شهری (22 شاخص که در ابعاد طراحی محیط، کاربری زمین، دسترسی و تراکم مشخص شدهاند) میزان کمی هر شاخص در 22 منطقه شهر تهران محاسبه شد. سپس از طریق دادههای شرکت کنترل کیفیت هوا، میانگین سالانه غلظت آلایندههای هوا (CO، O3، PM2.5، NO2، SO2) در بازه زمانی یکسال- از ابتدای فروردین سال 1403 تا اول فروردین 1404- محاسبه گردید. روش پژوهش بر پایه روش همبستگی پیرسون است، به این صورت که به کمک نرمافزار SPSS، همبستگی هریک از شاخصهای فرم شهری با انواع آلایندههای هوا به دست آمد. نتایج این همبستگی ها نشان داد شاخصهای تراکم واحدهای مسکونی، تراکم ناخالص جمعیتی، سطح ساخته شده از منطقه، مساحت کاربریهای غیرمسکونی، تراکم واحدهای خردهفروشی، خدمات محلی، ریزدانگی، مسافت طی شده، منابع آلودگی و تعداد تقاطع با آلایندهها، رابطه همبستگی داشتند که از نظر آماری نیز معنادار بودند. این نتیجه حاکی از آن است که الگوهای طراحی فضای شهری و فرم شهری، نقش معناداری در تغییرات آلودگی هوا و کیفیت هوا، به خصوص در 22 منطقه شهر تهران ایفا میکنند.
برنامه ریزی شهری
رویا مقابلی؛ علیرضا محمدی؛ محمدحسن یزدانی
چکیده
گسترش تخلفات ساختمانی در بافتهای شهری، تنها بهمعنای نادیدهگرفتن ضوابط فنی و قانونی نیست، بلکه بازتابی از اختلال در نظامهای سیاستگذاری زمین، ناکارآمدی فرآیندهای صدور مجوز، ضعف نهادهای نظارتی و خلأهای حقوقی در ساختوساز شهری است. این پدیده در بسیاری از شهرهای ایران به معضلی ساختاری بدل شده که پیامدهایی نظیر رشد سکونتگاههای ...
بیشتر
گسترش تخلفات ساختمانی در بافتهای شهری، تنها بهمعنای نادیدهگرفتن ضوابط فنی و قانونی نیست، بلکه بازتابی از اختلال در نظامهای سیاستگذاری زمین، ناکارآمدی فرآیندهای صدور مجوز، ضعف نهادهای نظارتی و خلأهای حقوقی در ساختوساز شهری است. این پدیده در بسیاری از شهرهای ایران به معضلی ساختاری بدل شده که پیامدهایی نظیر رشد سکونتگاههای غیررسمی، آشفتگی کالبدی، کاهش کیفیت محیط شهری و تضعیف نظم فضایی را در پی داشته است. با وجود گسترش ادبیات پژوهشی، همچنان کمبود مطالعات دقیق با رویکرد دادهمحور و تحلیل مکانی_زمانی در مقیاس شهری محسوس است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نوعشناسی، تراکم و الگوی فضایی تخلفات ساختمانی، به بررسی ۲۳ هزار و 897 پرونده ثبتشده در کمیسیون ماده ۱۰۰ شهرداری اردبیل طی سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ پرداخته است. رویکرد پژوهش توصیفی_تحلیلی و ابزار آن سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) بوده است. برای تحلیل خوشهبندی فضایی و جهتگیری مکانی، از مدل میانگین نزدیکترین همسایگی(ANN)، منحنی انحراف معیار و مدل تخمین تراکم کرنل استفاده شده و نقشههای توزیع تخلفات نیز بهصورت جداگانه ترسیم گردیده است. نتایج نشان میدهد سه نوع تخلف «احداث مغایر با پروانه» (۷۹۳۴ مورد)، «ساخت اعیانی مازاد» (۵۹۵۷ مورد) و «احداث بدون پروانه» (۴۵۰۲ مورد) بیشترین بسامد را داشتهاند. مناطق ۲ و ۳ شهری تراکم بالاتری داشتهاند و منطقه ۴، با وجود محرومیت کالبدی، آمار کمتری از ثبت تخلفات را نشان داده است. همچنین در سال ۱۴۰۱ نسبت به سال قبل، کاهش دو هزار و ۶۳۹ موردی در مجموع تخلفات رخ داده است. یافتهها میتواند مبنایی برای بازنگری سیاستهای کنترلی، بهبود سازوکارهای نظارتی و توسعه سامانههای مکانمحور برای پایش مستمر ساختوسازهای شهری باشد. یافتههای تحلیلی فضایی نشان داد که تخلفات ساختمانی بهصورت خوشهای و متمرکز در مناطق مرکزی شهر تمرکز یافته و حدود یکچهارم مساحت شهر بهعنوان خوشههای پرتخلف (High-High) شناسایی شده است.
برنامه ریزی شهری
احسان درویشی؛ علی شمس الدینی؛ محمد همتی
چکیده
کارآفرینی در شهرهای جدید میتواند بهعنوان محرکی اساسی برای ایجاد اشتغال، ارتقای کیفیت زندگی و تحقق توسعه پایدار شهری عمل کند. هدف پژوهش حاضر، تبیین و ارائه الگوهای نوین کارآفرینمحور در شهرهای جدید با تأکید بر توسعه پایدار شهری و با مطالعه موردی شهر پرند است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کیفی با رویکرد توصیفی_تحلیلی ...
بیشتر
کارآفرینی در شهرهای جدید میتواند بهعنوان محرکی اساسی برای ایجاد اشتغال، ارتقای کیفیت زندگی و تحقق توسعه پایدار شهری عمل کند. هدف پژوهش حاضر، تبیین و ارائه الگوهای نوین کارآفرینمحور در شهرهای جدید با تأکید بر توسعه پایدار شهری و با مطالعه موردی شهر پرند است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کیفی با رویکرد توصیفی_تحلیلی انجام شده است. دادهها با بهرهگیری از تحلیل اسنادی و مصاحبه نیمهساختیافته با خبرگان جمعآوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شد. نتایج نشان داد که پنج بعد نهادی_حاکمیتی، اقتصادی، اجتماعی_فرهنگی، فناورانه_دانشی و کالبدی_محیطی، چارچوب اصلی توسعه کارآفرینی در شهرهای جدید را تشکیل میدهند. در این میان، گسست نهادی و مدیریتی، وابستگی مالی به سرمایههای بیرونی، فرهنگ ریسکگریزی و شکاف مهارتی دانشگاه و بازار از مهمترین موانع توسعه کارآفرینی در پرند شناخته شدند. تحلیل تطبیقی با نمونههای جهانی نشان داد که تقویت نهادهای مشارکتی، ایجاد صندوقهای مالی محلی، ارتقای مهارتهای کارآفرینانه و بازطراحی فضاهای شهری میتواند زمینهساز شکلگیری زیستبوم کارآفرینمحور در پرند شود. بر این اساس، الگوی پیشنهادی پژوهش در سه سطح ساختاری_سیاستی، نهادی_عملیاتی و اجتماعی_فرهنگی ارائه گردید که اجرای آن میتواند به بهبود شاخصهای پایداری و افزایش کیفیت زندگی در شهرهای جدید کمک نماید.
برنامه ریزی شهری
مظفر صرافی
چکیده
روندهای ناپایدارسازی در توسعة کشور فراگیر شده تا جایی که تعادلهای اجتماعی و اکولوژیک را برهم زده است. بسیاری از این روندها (مانند کاهش سرانة آب، آلودگی محیطی، افزایش بیکاری، شکافهای قومیتی، فقرزایی و حاشیهنشینی) فضامند بوده و سوءتوسعة فضایی را بهویژه در مناطق شهری موجب شدهاند. اگرچه نمیتوان عوامل سببساز این وضعیت را تنها ...
بیشتر
روندهای ناپایدارسازی در توسعة کشور فراگیر شده تا جایی که تعادلهای اجتماعی و اکولوژیک را برهم زده است. بسیاری از این روندها (مانند کاهش سرانة آب، آلودگی محیطی، افزایش بیکاری، شکافهای قومیتی، فقرزایی و حاشیهنشینی) فضامند بوده و سوءتوسعة فضایی را بهویژه در مناطق شهری موجب شدهاند. اگرچه نمیتوان عوامل سببساز این وضعیت را تنها در بعد فضایی بررسی نمود ولی در چارچوب برنامهریزی فضایی میتوان با تکیه بر فضا همچون بستر مشترک و برهمکنش پدیدهها، برای پایداری جامعه بهسهم خود چارهجویی کرد. در این کندوکاو برای احتراز از افزونگی مشکلات، دستوپا زدن در محدودیت دانش کنونی و ناتوانی در پاسخ ریشهای، روش پژوهشِ مسئلهمندسازی بهکار میآید. با این روش، امکانِ یافتن بنیادهای مسئلهزایی موضوع پژوهش با اندیشهای انتقادی نسبت به هستیشناسی و معرفتشناسی متداول فراهم میشود و در ادامه، بینش بدیلی بهدست میآید که کنش متفاوتی برای برنامهریزی فضایی از آن استنتاج میشود. در این راستا، نوشتار حاضر کوششی فرضیهای در دوسطح عام و خاص برای درک مسئلهمندیِ تولید فضای ناپایدار در ایران نموده است که مبنای پیشنهاد رهیافت برنامهریزی فضایی دگرگونساز برای پایداری بدین شرح شده است: زُدایشِ تولید و توسعة فضایی ناپایدار کنونی ایران در گرو تولید فضا بر بنیان انگارة توسعهای بهگونة دیگر است که آمیزهای از سنتهای روزآمد شدة ایرانشهری (حکمت و تجربة زیستة ماندگاری تمدن ایران) با علم و تجارب پایداری جهانی بوده و بر مبنای مشارکت دربرگیرندة همگان در واحدهای اجتماعات محلی است. در این فرآیند، بنا بر ارزشهای پایداری اجتماعی و اکولوژیک در شرایط بحران و کاهش منابع زیستی، نهادسازی فضایی میشود تا برای پذیرش و استمرار دگرگونیها، اجتماعات محلی همراهی و عاملیت داشته باشند. مهم اینست که برنامهریزان فضایی همچون کارگزارانِ دگرگونی بزرگ، فضای همگانیِ برانگیزانندة همکنشِ اجتماعی و همبستگی جمعی را مکانسازی نمایند و در سازماندهیهای سطوح مختلف فضایی، منطقِ اجتماعی_اکولوژیک را بر منطقِ اقتصادی_مهندسی اولویت دهند.
برنامه ریزی شهری
علی اکبر سالاری پور؛ مانی طالبی صومعه سرائی
چکیده
پداگوژی (آموزش و پرورش در زمینههای گوناگون) شهرسازی، نیازی زیرساختی برای مشارکت آگاهانه عمومی در مسیر تحقق برنامههای توسعه شهری بوده که باعث کمتر شدن خطاهای هر دو گروهِ مدیریت شهری و شهروندان، در فرایند برنامهریزی تا اجرا میشود. نبود نگرش بلندمدت به تأثیرگذاریهای عمیق آموزشهای شهرسازی، پایین بودن باور و اعتماد به ...
بیشتر
پداگوژی (آموزش و پرورش در زمینههای گوناگون) شهرسازی، نیازی زیرساختی برای مشارکت آگاهانه عمومی در مسیر تحقق برنامههای توسعه شهری بوده که باعث کمتر شدن خطاهای هر دو گروهِ مدیریت شهری و شهروندان، در فرایند برنامهریزی تا اجرا میشود. نبود نگرش بلندمدت به تأثیرگذاریهای عمیق آموزشهای شهرسازی، پایین بودن باور و اعتماد به یادگیری مستمر و شکاف موجود میان محیطهای آموزشی و حوزههای عملیاتی شهرسازی، از علل اصلی پرداختن به موضوع پداگوژی شهرسازی انتقادی در شهر خلاق رشت، به عنوان محدوده پژوهش است. رویکرد پژوهش کیفی است و بر اساس مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته، با استفاده از روشِ استقراییِ نظریه دادهبنیاد، 102 کد باز، 29 کد محوری و هشت کد گزینشی تجزیه و تحلیل شدهاند. حجم نمونه شامل 15 متخصص از سمن(سازمان مردم نهاد) ها، اساتید دانشگاهی و مجموعه مدیریت شهری است. مدل مفهومی_ اجرایی حاصل شده نشان میدهد، «پداگوژی شهرسازی انتقادی» دارای پنج مرحله اصلی است که نیازمند طی نمودن گامهایی ترتیبی، شامل: 1.شناخت مسائل و بسترها (به عنوان شرایط عِلی)، 2. پذیرش و تعدیل تعارضات اجتماعی و فرهنگی (به عنوان شرایط زمینهای)، 3. اصلاح رویکردهای ناکارامد پداگوژیکال (به عنوان شرایط مداخلهگر)، 4. تحول مدلهای اجرایی با تقویت نهادهای پاسخگو و نقدپذیر (به عنوان راهبردِ کلان)و 5. توسعه محیطهای یادگیرنده با مشارکتپذیری و مسئولیتپذیری ذی نفعان (به عنوان پیامدِ اصلی) است. در این الگو، شهر خلاق رشت تحت تأثیر دو رویکرد: 1. تأثیرپذیری از ابعاد آموزشیِ اهداف توسعه پایدار 2030، و 2. نقشآفرینی شهروندان خلاق است. نتیجه نهایی نشان میدهد اصلاح ساختارهای اجرایی و محتوایی در آموزشهای جریانِ اصلی ضروری بوده، اما کافی نیست و دستیابی به محیطهای یادگیرنده، نتیجهای مؤثرتر و کارآمدتر خواهد داشت. بدین منظور تولید محتوا با ابزارهای متنوع در فضاهای شهری و مجازی، برگزاری رویدادهای آموزشمحور با مشارکت تمامی ذی نفعان و تأمین زیرساختهای فیزیکی با مشوقهای سرمایهگذاری، دولتی و یا جهتدهی اقدامات خیرخواهانه شهرسازی، پیشنهادات اجرایی پژوهش است.
برنامه ریزی شهری
سارا وثوقی؛ فرشاد نوریان
چکیده
در دهه اخیر، غیر رسمیت به یکی از مهمترین مسائل توسعههای شهری بهویژه در جهان جنوب تبدیل و با ارائه مفهوم "غیررسمیت قشرفرادست" به فراتر از حوزه فقر شهری گسترده شده است. در این بستر، بسیاری از محققان در تبیین ارتباط قدرت و غیر رسمیت شهری نقش دولت را در تعلیق قانون برجسته کردهاند. اخیراً این نگاه به دلیل فهم تقلیلگرایانه از قدرت ...
بیشتر
در دهه اخیر، غیر رسمیت به یکی از مهمترین مسائل توسعههای شهری بهویژه در جهان جنوب تبدیل و با ارائه مفهوم "غیررسمیت قشرفرادست" به فراتر از حوزه فقر شهری گسترده شده است. در این بستر، بسیاری از محققان در تبیین ارتباط قدرت و غیر رسمیت شهری نقش دولت را در تعلیق قانون برجسته کردهاند. اخیراً این نگاه به دلیل فهم تقلیلگرایانه از قدرت و عدم توجه به شبکه پیچیده بازیگران درون و بیرون دولت نقد شده و ضرورت بسط رویکرد غیرمرکزگرا به غیررسمیت شهری مطرح گردیده است. در این راستا، این مقاله با بسط این فرضیه بر اساس تفکرات فوکو که تمییز قانونمداری/ناقانونمداری یکرویه گفتمانی برساخته قدرت است، تلاش مینماید چگونگی تقابل پیچیده بازیگران قدرت بر روی قانون را در بستر غیررسمیت شهری قشرفرادست تبیین کند. بدین منظور با استفاده از روش تحلیل گفتمان، مطالعه درونگفتمانی (جایگاه سوژهها، ابژهها و مفاهیم)، میان گفتمانی و فرا گفتمانی حق مکتسبه در بازنگری طرح بهسازی و نوسازی بافت پیرامون حرم رضوی (منطقه ثامن) صورت گرفت. یافتهها نشان داد که منازعات بازیگران قدرت درون و بیرون دولت مولد گفتمانهای حقیقت متقابلی از قانونمداری/نا قانونمداری است که هرکدام جایگاه مشروع تصمیمگیری درباره حق مکتسبه، نحوه تفسیر قانون حق مکتسبه و نوع حقی را که تحت لوای حق مکتسبه باید استیفا شود را به نحو متفاوتی تبیین مینمایند. نتایج نشان میدهد که تقابل گفتمانی قدرت بر روی قانونمداری ریشه در دوگانگی درونی نظام رسمی برنامهریزی شهری درباره جایگاههای تصمیمگیری محلی/ مرکزی، تمییز منافع عمومی/ خصوصی، پذیرش/ عدمپذیرش تبعات اعمال قانون، سازوکارهای عرفی مقرراتزدایی/ سازوکارهای رسمی مقررات گرایی دارد. این تضاد درونی منجر به ایجاد تقابل قدرت در بستر سیاسی _ اجتماعی شده که در نتیجه آن عرصهای فراهم میشود که قشر فرادست در جایگاه تصمیمگیری رسمی قرار گرفته، منافع آن ذیل منافع عمومی بازتعریف شده و قانون به نفع قشر فرادست تفسیر شود. بدین ترتیب توسعههای غیرقانونی قشرفرادست قانونی شده و غیررسمیت در بستر تضاد درونی نظام رسمی برنامهریزی شهری بازتولید میشود.
برنامه ریزی شهری
امیرحمزه شهبازی
چکیده
برنامهریزانشهری با این پرسش مواجهند که پیدایش شبکههای جهانی اینترنت، پایگاههای داده علمی با میلیاردها آیتم و شبکههای اجتماعی با میلیاردها عضو، تا چه حدی کتابخانههایدانشگاهی همچون کاربریهای مکانمحور سنتی با تغییر در نقش و جایگاه مواجه ساخته و از قید چهار ویژگی، مکانمعین، شعاع عملکردی معین، آستانه جمعیتی معین ...
بیشتر
برنامهریزانشهری با این پرسش مواجهند که پیدایش شبکههای جهانی اینترنت، پایگاههای داده علمی با میلیاردها آیتم و شبکههای اجتماعی با میلیاردها عضو، تا چه حدی کتابخانههایدانشگاهی همچون کاربریهای مکانمحور سنتی با تغییر در نقش و جایگاه مواجه ساخته و از قید چهار ویژگی، مکانمعین، شعاع عملکردی معین، آستانه جمعیتی معین و زمان سرویسدهی معین رها شدهاند؟ این پژوهش کاربردی با روش توصیفیتحلیلی و حجمنمونه 480نفر(دانشجویان دکتری، کارشناسیارشد وکارشناسی) با پرسشنامه محققساخته و نمونهبرداری تصادفی در زاهدان (سه دانشگاه سیستانوبلوچستان، دانشگاه علومپزشکی زاهدان و دانشگاه آزاداسلامی زاهدان) انجام شده است. مدل های تحلیل:Uمانویتنی، کروسکالوالیس، کایدو، کرامرزV، جدولمتقاطع، کندالتائوC، کرامرزC و تست نشانه بودند. یافتهها نشانداد، جایگاه سنتی کتابخانههای دانشگاهی دگرگون شده است. بهایناعتبار که 58 درصد دانشجویان گفتهاند به ندرت کتابخانه رفته یا هرگز نرفتهاند. 44 درصد دانشجویان جایگاه سنتی کتابخانهها را کاهشی میدانند. دسترسی به پایگاههای علمی مانند Scopus, SID, در حد معنی داری، سبب اعتقاد دانشجویان به کاهشی بودن جایگاه کتابخانه بود (به استثنای دانشجویان پزشکی و پرستاری).دانشجویان به منابع علمی در هشت پایگاه علمی آکادمیک (Scopus، Web of Science، Pub Med و مشابه آن با میلیاردها آیتم علمی) مراجعه میکنند.نتیجه این که علیرغم پابرجایی نقش و جایگاه کتابخانههای دانشگاهی، پدیده «پژوهش، بدون مراجعه فیزیکی به کتابخانه دانشگاهی» سبب میشود برنامهریزی و تخصیص فضا، محاسبه آستانه جمعیتی و شعاع عملکرد معین، نیازمند بازنگری گردد. نوآوری این پژوهش مراجعه مستقیم به دانشجویان و سنجش میزان مراجعهشان به کتابخانه و ادراکشان از جایگاه کتابخانه است که در پژوهشهای داخلی و خارجی دیده نشد. ادامه پژوهش در کتابخانههای عمومی وگسترش مرزهای دانش مورد تأکید است.
برنامه ریزی شهری
میترا عظیمی؛ محسن افشاری
چکیده
در عصر انقلاب شهری و همزمان با رشد روزافزون شهرنشینی، چالشهای جدیدی پیش روی شهرنشینان قرار میگیرد که مواجهه صحیح با آنها نیازمند اتخاذ تدابیر نوین است. آموزش شهروندی یکی از پایدارترین و به صرفهترین اقدامات به منظور مواجهه مؤثر با این چالشها در آینده است. کارشناسان بر این باورند، حرکت در جهت توسعه پایدار و استمرار روندهای ...
بیشتر
در عصر انقلاب شهری و همزمان با رشد روزافزون شهرنشینی، چالشهای جدیدی پیش روی شهرنشینان قرار میگیرد که مواجهه صحیح با آنها نیازمند اتخاذ تدابیر نوین است. آموزش شهروندی یکی از پایدارترین و به صرفهترین اقدامات به منظور مواجهه مؤثر با این چالشها در آینده است. کارشناسان بر این باورند، حرکت در جهت توسعه پایدار و استمرار روندهای توسعهای در شهرها و محلات مستلزم وجود شهروندان آگاه، آموزشدیده و مسئول است. از این رو، در بسیاری از کشورها ارائه آموزشهای شهروندی را از کودکستانها و مدارس آغاز نموده و از طریق تدوین و اجرای طرحهای توسعهای به ویژه در سطح محلات، این نوع آموزشها را به صورت فراگیر پیگیری مینمایند. محله هرندی تهران واقع در منطقه 12 شهرداری، با وجود برخورداری از سابقه تاریخی و نیز ارائه خدمات ویژه در شبکه فعالیتهای اقتصادی شهر، یکی از نقاط کانونی آسیبهای اجتماعی در تهران قلمداد میشود. به منظور کاهش این آسیبها تاکنون بیش از 18 طرح توسعهای به اجرا گذارده شده است. بررسی این طرحها نشان میدهد، برغم اهمیت و نقش آموزش شهروندی در کاهش آسیبها و مشکلات زندگی شهری، تمامی ابعاد و جوانب آن مطمح نظر برنامهریزان قرار نگرفته است. حال در این پژوهش تلاش شده است تا مقوله آموزش شهروندی در طرحهای محله از منظر موجودیت و اثربخشی مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد. این تحقیق از نوع کیفی بوده و ضمن انجام تحلیل محتوای اسنـــادی، مصــاحبههای نیمه ساختمند با 15 نفر از مدیران شهرداری، کارکنان سمنهای فعال در محله و کارشناسان حوزه شهری انجام شده و تمامی دادهها با استفاده از نرم افزار maxqda مورد تحلیل قرار گرفتهاند تا تصویر دقیقتری از جایگاه آموزش شهروندی در طرح های توسعه محله هرندی ارائه شود. خروجی تحقیق حاضر نشان میدهد، ضمن ضرورت توجه به تفاوتهای ساختاری محله هرندی با دیگر محلات شهر تهران، توسعه این محله و تخفیف آسیبهای آن نیازمند یک بازنگری ویژه در طرحهای توسعه محلی بر اساس شاخصهای آموزش شهروندی است.
برنامه ریزی شهری
فاطمه شمس؛ محمدرضا پورجعفر؛ سید مهدی خاتمی؛ علی سلطانی
چکیده
مفهوم محله سنّتی به عنوان واحدی اجتماعی در محدوده ای جغرافیایی و در نقش نظام خوداتکا، شاید به قدمت عمر بشر باشد. برای هزاران سال، محله به مثابه میراث شهری و کالبدی قابل درک با حفظ گروه بندی های اجتماعی سازمان یافته و مکان محور و تمامیت شهری چند سطحی، اجتماع را از فروپاشی نجات داده است. به نظر می رسد در جوامع امروز، ...
بیشتر
مفهوم محله سنّتی به عنوان واحدی اجتماعی در محدوده ای جغرافیایی و در نقش نظام خوداتکا، شاید به قدمت عمر بشر باشد. برای هزاران سال، محله به مثابه میراث شهری و کالبدی قابل درک با حفظ گروه بندی های اجتماعی سازمان یافته و مکان محور و تمامیت شهری چند سطحی، اجتماع را از فروپاشی نجات داده است. به نظر می رسد در جوامع امروز، برای دستیابی به ارزش های فراموش شده شهری، بازتعریف محله جایگاه ویژه ای دارد و می تواند بنیادی ترین عنصر شهری و حلقه میانجی بین شهر و شهروندان به شمار رود. مطالعه حاضر در پاسخ به چیستی مفهومی و مکانی محله سنّتی در ذیل پارادایم تفسیرگرایی و به لحاظ روش تحقیق براساس رویکرد کیفی انجام شده است. از آنجا که هدف، درک تحولات مفهومی محله و نیل به نگاهی جامع از لایه های پیدا و پنهان عرصه اجتماعی محله سنّتی بود، از مطالعات اسنادی آرا و اندیشه های نظریه پردازان در پایگاه های استنادی معتبر استفاده شد. پس از مرور نظام مند منابع، تحلیل مضمون دادههای مستخرج از منابع داخلی و خارجی انجام و کدگذاری در شش مرحله و به روش جزء بهکل طراحی گردید و تا رسیدن به مرحله اشباع نظری ادامه یافت. یافته ها نشان می دهد که تعریف محله در گذر زمان از مفهوم کالبدی صرف به مفهوم معنایی _ادراکی و ذهنی متمایل شده است؛ با این حال در تمام تعاریف ارائه شده، چهارگانه فضا (کالبد)، زمان (تاریخ)، شهروند (افراد، گروه ها و نهادها) و فعالیت یا عملکرد ملموس است. چهارگانه گفته شده در تعامل با یکدیگر، همزمان که به تکمیل مفهوم محله به عنوان موجودیت مدنی هویت مند می پردازند، بازتولید امر شهری و شهروندی را نیز موجب می شوند. همچنین مضامین فراگیر ظرفیت های اجتماعات محلی با دربرگیرندگی مضامین سازمان دهنده دلبستگی اجتماعی و انسجام اجتماعی و همچنین اجتماع پذیری محله شامل تعهدات اجتماعی و خیر عمومی و توانمندسازی، مضامین اصلی هستی شناسی عرصه اجتماعی محله سنّتی را شکل می دهند که با عملیاتی سازی نمودن هریک می توان در احیای محلههای پریشان یا محدوده های فاقد هویت شهری مداخله نمود.
برنامه ریزی شهری
اسمعیل دلیر
چکیده
اخلاق زیستی مبنای ایجاد یک زیستگاه اخلاقی و فضای واقعی عدالت است. این مقاله با هدف بررسی ابعاد عدالت اجتماعی در اخلاق زیستی و میزان تحقق آن در هر یک از مناطق شهری اردبیل انجام شد. پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی و تحلیلی بود. تعداد 40 سئوال پژوهشی در قالب20 گویه با طیف لیکرت محقق ساخته تهیه و تدوین شد. از بین 529 هزار و 374 ...
بیشتر
اخلاق زیستی مبنای ایجاد یک زیستگاه اخلاقی و فضای واقعی عدالت است. این مقاله با هدف بررسی ابعاد عدالت اجتماعی در اخلاق زیستی و میزان تحقق آن در هر یک از مناطق شهری اردبیل انجام شد. پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی و تحلیلی بود. تعداد 40 سئوال پژوهشی در قالب20 گویه با طیف لیکرت محقق ساخته تهیه و تدوین شد. از بین 529 هزار و 374 نفر جمعیت شهر اردبیل طبق فرمول کوکران، 383 نفر به عنوان حجم نمونه آماری تعیین شد. به روش نمونه گیری تصادفی ساده طبقه بندی شده، سئوالات در اختیار نمونه آماری بالای 18 سال قرار گرفت. برای تحلیل پژوهش از مدل ترکیبی (تحلیل عاملی و مدل وازپس) استفاده شد. به طوری که دادهها از طریق نرم افزار spss نسخه20 تحلیل شده و با استفاده از مدل وازپس میزان تحقق ابعاد عدالت اجتماعی در مناطق شهری سنجیده شد. درصد واریانس تجمعی حدود77/59 درصد از واریانس شاخصهای عدالت اجتماعی بر اخلاق زیستی را تبیین نمود و معیارهای انصاف، برابری، نیاز و فردگرایی اقتصادی به ترتیب بیشترین تا کمترین میزان اثربخشی در اخلاق زیستی شهروندان را به خود اختصاص دادهاند. همچنین مدل وازپس نشان داد که میزان تحقق عدالت اجتماعی در اخلاق زیستی شهروندان اردبیل کمتر از حد متوسط بود. مناطق شهری 1، 2، 5، 3و 4 بیشترین تا کمترین میزان تحقق ابعاد عدالت اجتماعی را داشتند. نتیجه این که حیطههای اخلاق زیستی تحت تأثیر ابعاد عدالت اجتماعی تقویت شده و زمینه برنامهریزی شهری را مهیا میسازند.
برنامه ریزی شهری
بهادر زمانی؛ احسان بابائی سالانقوچ
چکیده
در سالهای اخیر استفاده از روش نظریه زمینهای در نظامهای علمی مرتبط با محیط ساخته شده و به طور خاص طراحی و برنامهریزی شهری افزایش یافته است. از طرفی، عدم توجه کافی پژوهشگران به مبانی و ملاحظات روششناختی نظریه زمینهای و خوانشهای آن، گاهی به گونهای از روششناسی با خوانشهای التقاطی منجر شده که فاقد و ناقض ماهیت روش نظریه ...
بیشتر
در سالهای اخیر استفاده از روش نظریه زمینهای در نظامهای علمی مرتبط با محیط ساخته شده و به طور خاص طراحی و برنامهریزی شهری افزایش یافته است. از طرفی، عدم توجه کافی پژوهشگران به مبانی و ملاحظات روششناختی نظریه زمینهای و خوانشهای آن، گاهی به گونهای از روششناسی با خوانشهای التقاطی منجر شده که فاقد و ناقض ماهیت روش نظریه زمینهای و ملاحظات اولیه خوانش موردنظر از آن بوده است. با این وجود، بررسی و ارزیابی کیفیت اینگونه پژوهشها در نظامهای علمی مرتبط با محیط ساخته شده و به طور خاص طراحی و برنامهریزی شهری کمتر انجام شده است. از این رو هدف مطالعه حاضر، ارزیابی نظاممندِ مطالعههای انجام شده با استفاده از روش نظریه زمینهای در برنامهریزی و طراحی شهری به منظور شناخت استفاده اصولی از این روش در این عرصه از دانش و ارائه پیشنهاداتی برای کاربردهای آتی است. در این راستا انتخاب پژوهشهای مورد بررسی با جست وجوی نظاممند مقالات منتشر شده در پایگاههای معتبر علمی فارسیزبان با استفاده از روش مرور نظاممند انجام شده است. پس از غربالگری مطالعات موجود بر اساس معیارهای مشخص شده، 44 مطالعه منتشر شده تا سال 1399 انتخاب و بر اساس معیارهای ارزیابی روش نظریه زمینهای مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج ارزیابی روششناختی پژوهشهای انجام شده مبتنی بر روش نظریه زمینهای نشان داد با وجود اقبال فزاینده به استفاده از این روش در مطالعات حوزه برنامهریزی و طراحی شهری، بسیاری از این پژوهشها در کاربست کامل و دقیق اصول و مراحل روش نظریه زمینهای و خوانشهای آن ناموفق بودهاند و نتیجه آنها به جای نظریه به عنوان دستاورد مورد انتظار از کاربست این روش به صورت دیاگرام، مدل و چارچوب مفهومی تنزل پیدا کرده است. همچنین نتایج بررسی حاضر نشان داد بهرهگیری صرف برخی پژوهشها از مجموعهای از تکنیکهای روش نظریه زمینهای مانند کدگذاری و یا نگارش یادداشتهای تحلیلی و غفلت از فرایندهای مهمی از قبیل نمونهگیری نظری، مقایسه مستمر و تحلیل عمیق مقولهها موجب شده تا این مطالعهها از عرصه توصیف فراتر نرفته و ضمن اکتفا به ارائه تمها و روایتهای تشریحی، کمتر به تولید نظریه به عنوان هدف روش نظریه زمینهای دست یابند. بر اساس یافتههای این مقاله، ارتقای کیفیت پژوهشهای مبتنی بر روش نظریه زمینهای در حوزه برنامهریزی و طراحی شهری نیازمند شناخت صحیح پژوهشگران از ماهیت، ویژگیها و اصول نظریه زمینهای و آگاهی عمیق از خوانشهای این روش و تفاوتهای آنها به منظور تناسبسنجی و توجیه انتخاب خوانش مناسب بر اساس اهداف و ویژگیهای پژوهش است.
برنامه ریزی شهری
بهاره بهرا؛ مجتبی رفیعیان
چکیده
توجه به موضوع مدیریت تعارضات در پیشینه مطالعات حوزه شهرسازی، تقریباً سابقه ای بهقدمت این رشته دارد و در دهههای اخیر مکاتب مختلف شهرسازی به این موضوع توجه نشان دادهاند. نگاه جدی به این موضوع مشخصاً از دهه 70 شروع میشود و بهتدریج با گسترش اندیشه برنامهریزی مشارکتی در دهه 80 رشد چشمگیری پیدا میکند. این درحالی است که تفکرات ...
بیشتر
توجه به موضوع مدیریت تعارضات در پیشینه مطالعات حوزه شهرسازی، تقریباً سابقه ای بهقدمت این رشته دارد و در دهههای اخیر مکاتب مختلف شهرسازی به این موضوع توجه نشان دادهاند. نگاه جدی به این موضوع مشخصاً از دهه 70 شروع میشود و بهتدریج با گسترش اندیشه برنامهریزی مشارکتی در دهه 80 رشد چشمگیری پیدا میکند. این درحالی است که تفکرات ارائهشده در خصوص درک تعارضات در برنامهریزی تاکنون، به طور عموم مجموعهای نامنسجم و گاه متضاد بر اساس مبانی فکری ـ فلسفی متنوع و متشتی است. با توجه به تحول تاریخی تعامل نظریه برنامهریزی با موضوع تعارض، هدف این پژوهش، توصیف و فهم ماهیت تعارض و در ادامه مدیریت تعارضات در بستر اندیشه وتفکر برنامهریزی شهری و تلاش درجهت طبقهبندی دیدگاهها بر اساس رویکردهای نظری ـ فلسفی و زمینهای غالب است. روششناسی، مبتنی بر شیوه فراتحلیل و تحلیل محتوای کیفی است و از مرور سیستماتیک منابع چاپشده در پایگاه داده اسکوپوس و گوگل اسکالر، در قالب چارچوب پریزما برای جمعآوری دادهها استفاده شدهاست. مطابق این چارچوب، به تحلیل محتوای 183 منبع به زبان انگلیسی پرداخته شد. بر این اساس رویکردهای پیرامون ماهیت و مفهوم تعارضات در برنامهریزی شهری را میتوان طبق هدف مطالعات و پاسخگویی به سه سئوال چیستی و چرایی تعارضات و چگونگی مدیریت آن، شامل رهیافتهای «موقعیتمند» ، «مدیریتی» ، «نظریهای» دانست. رهیافت موقعیتمند شامل تعارضات در حوزههای «الگوهای فضایی ـ مکانی شهر» ، «کاربری و مالکیت اراضی» ، «فضاهای شهری» ، «توسعه و حفاظت» و «پروژههای بزرگمقیاس»، رهیافت مدیریتی شامل «فرایند تصمیمگیری» ، «تکنیکهای مدیریت تعارض» ، «ارزیابی تأثیرها» و «تحلیل و طراحی نهادی» و رهیافت نظریهای شامل «نقش نظریه برنامهریزی» ، «نقش نهادهای قدرت» و «نقش برنامهریز» در فهم مسئله تعارض است. رهیافتهای مدیریتی و نظریهای بر اساس سیر تاریخی ماهیت تعارضات در حوزه نظریههای برنامهریزی شهری در سه پارادایم تحول یافته است. نتایج نشان میدهد، نگاه به مفهوم ماهیت و مدیریت تعارضات، در قالب سه پارادایم «اثباتگرا» با اعتقاد به اجماع هدایتشده، «پسااثباتگرا» با اعتقاد به پایان تعارضات ازطریق اجماع مبتنیبر اخلاق گفتمان و «انتقادی» با تأکید بر هژمونی حاصل از اجماعسازی و بازتولید همیشگی تعارضات در برنامهریزی قابلشناسایی و ساختاربندی است. بدین ترتیب باوجود پیشینههای ایدئولوژیک و رویکردهای مختلف به موضوع تعارض، یک چرخش سیاسی در این حوزه در نظریه و عمل برنامهریزی شهری شناسایی میشود. درنتیجه برنامهریزان باید از تنزل اقداماتشان بهطور سنتی به یک بعد تنظیمی، فراتر رفته و به مفهومسازی مجدد سیاست شهری و دگرگونی بعد فیزیکی و نمادین فضا کمک نمایند.
برنامه ریزی شهری
محمدرضا یزدان پناه شاه آبادی؛ زینب عادلی
چکیده
حس دلبستگی مکانی یکی از مهمترین شاخصهای سنجش کیفیت مکانی یک فضا از بعد روان شناختی آن است و ارتباط مشخصی با شکل گیری حس مکان در یک فضای شهری دارد. با وجود استفاده گسترده از این مفهوم در پژوهشهای مختلف در حوزه مکان، به تأثیر "مقیاس مکان" در نحوه شکل گیری و بروز حس دلبستگی مکانی در شهروندان کمتر توجه شده است. بنابراین در این پژوهش ...
بیشتر
حس دلبستگی مکانی یکی از مهمترین شاخصهای سنجش کیفیت مکانی یک فضا از بعد روان شناختی آن است و ارتباط مشخصی با شکل گیری حس مکان در یک فضای شهری دارد. با وجود استفاده گسترده از این مفهوم در پژوهشهای مختلف در حوزه مکان، به تأثیر "مقیاس مکان" در نحوه شکل گیری و بروز حس دلبستگی مکانی در شهروندان کمتر توجه شده است. بنابراین در این پژوهش هدف اصلی کشف عوامل مؤثر در شکل گیری یا عدم شکل گیری حس دلبستگی مکانی در مقیاس های مختلف مکانی به تفکیک خانه، محله و شهر است. رویکرد این پژوهش رویکردی کیفی برای شناسایی عوامل مؤثر بر حس دلبستگی در سه مقیاس خانه، محله و شهر بوده و برای این منظور روش تحلیل محتوای کیفی مورد استفاده قرار گرفته است. در مجموع 66 مصاحبه عمیق در شش محله در سطح شهر تهران انجام شده و با تحلیل محتوای این مصاحبهها مفاهیم کلیدی مؤثر بر حس دلبستگی به تفکیک سه مقیاس استخراج و در نهایت در قالب مقولاتی انتزاعی بیان گردید. بر این اساس چهار مقوله ساختار مسکن، تعلق اجتماعی، کارایی محیطی و تعلق معنایی در مقیاس خانه، چهار مقوله کارایی محله، تعلق خاطر به محله، سرمایه اجتماعی و ارزش های اداراکی-شناختی در مقیاس محله و چهار مقوله سرزندگی، دسترسی و کارایی، وابستگی اجتماعی و ارزش های ادراکی- معنایی در مقیاس شهر به عنوان عوامل مؤثر بر شکل گیری حس دلبستگی تعیین گردید. همچنین نتایج پژوهش نشان داد مقیاس محله به عنوان مهمترین و حلقه واسط میان تمام مقیاس ها در شکل گیری حس دلبستگی مکانی عمل مینماید. از طرف دیگر این مقولات متناسب با هرم نیازهای انسانی مازلو بازتعریف و دسته بندی گردید. همچنین نتایج پژوهش نشان داد، ماهیت مقولات شکل دهنده به حس دلبستگی مکانی در مقیاس خانه ملموس و عینی و در مقیاس شهر ماهیتی غیرملموس و ذهنی و در مقیاس محله ماهیتی بینابین دارد.
برنامه ریزی شهری
یعقوب ابدالی؛ سعید زنگنه شهرکی؛ حسین حاتمی نژاد؛ احمد پوراحمد؛ محمد سلمانی
چکیده
عملیاتی کردن مفهوم تابآوری در برابر بلایای شهری نقطه عطفی به منظور درک ویژگیهایی است که به تابآوری شهرها در برابر مخاطرات طبیعی و تعاملات مورد نیاز برای ساخت و حفظ آن کمک میکند. درحالیکه سنجش تابآوری در برابر بلایای شهری اخیراً توجه زیادی را به خود جلب کرده، تاکنون رویکرد بهینهای برای عملیاتی کردن این مفهوم به وجود نیامده ...
بیشتر
عملیاتی کردن مفهوم تابآوری در برابر بلایای شهری نقطه عطفی به منظور درک ویژگیهایی است که به تابآوری شهرها در برابر مخاطرات طبیعی و تعاملات مورد نیاز برای ساخت و حفظ آن کمک میکند. درحالیکه سنجش تابآوری در برابر بلایای شهری اخیراً توجه زیادی را به خود جلب کرده، تاکنون رویکرد بهینهای برای عملیاتی کردن این مفهوم به وجود نیامده است. بنابراین نیاز به انجام مطالعات تجربی بیشتری وجود دارد که چه چیزی تابآوری در برابر بلایا را تشکیل میدهد و نحوه سنجش آن چگونه است. شهر خرمآباد به دلیل قرار گرفتن در معرض روانابهای سطحی جاری شده از کوههای اطراف، آبگرفتگیها، طغیان رودخانههایی که از مرکز شهر میگذرند و ویژگی ذاتی مکان قرارگیری در درهای منحصربهفرد، مستعد ریسکهای زیادی است. محققان پیشبینی میکنند که رویدادهای مرتبط با آبوهوا در آینده به دلیل تغییرات آب و هوایی، فراوانی و شدت آنها را افزایش میدهد. عواقب این رویدادها ( یعنی خسارات به زیرساختها و اموال ) و همچنین صدمات شخصی و تلفات جانی، احتمالاً افزایش خواهد یافت. در این پژوهش، سنجش تابآوری بر ویژگیها و ظرفیتهای ذاتی شهر خرمآباد در زمینه وقوع سیلابهای ناگهانی از آبهای سطحی یا ناشی از طغیان رودخانهها متمرکز است. رویکرد اندازهگیری مبتنی بر ایجاد یک شاخص ترکیبی بر اساس شش بعد اجتماعی، اقتصادی، نهادی، زیرساختی، سرمایه اجتماعی و محیطی تابآوری جامعه در برابر سیل است. این پژوهش با توسعه یک روش تصمیمگیری چندمعیاره ترکیبی انجام گرفته است؛ مدل ترکیبی DANP برای اولویتبندی شاخصهای انتخابی و مدل TOPSIS بهمنظور رتبهبندی نواحی شهری خرمآباد بر اساس سطوح تابآوری آنها استفاده شده است. بیشتر دادههای ارائهشده برای شاخصها عمدتاً از مرکز آمار ایران بهعنوان مرجع منحصربهفرد آمار رسمی کشور بهدستآمده است. سایر دادههای موردنیاز از منابع اطلاعاتی در دسترس عموم شهرداری خرمآباد، سازمان مدیریت و پیشگیری از بلایای طبیعی، نوسازی و تجهیز مدارس ایران و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران بازیابی شده است. نتایج نشان میدهد که ناحیه 23 تابآورترین ناحیه در شهر خرمآباد است، درحالیکه نواحی 1، 4، 7، 13 و 17 دارای کمترین سطح تابآوری هستند. چنین ارزیابیهایی مبتنی بر مکان فرصت و ابزاری برای ردیابی عملکرد جامعه در طول زمان را در اختیار تصمیمگیرندگان قرار میدهند تا تفکر تابآوری را در توسعه شهری و برنامهریزی شهری تابآور ادغام نمایند.
برنامه ریزی شهری
علی اکبر سالاری پور؛ زهرا سیف ریحانی؛ نرگس طالب ولی اله
چکیده
همان طور که مؤلفه هایی هستند که از دلبستگی به مکان تأثیر می پذیرند، مؤلفه هایی هم وجود دارند که بر دلبستگی به مکان تأثیر میگذارند. پژوهش حاضر سعی بر آن دارد تا عوامل مثبت و منفی تأثیرگذار بر دلبستگی به مکان را تعیین نماید. به منظور دستیابی به هدف پژوهش، از روش ترکیبی کیفی_کمی بهره گرفته شده است. همچنین تصاویر گردآوری شده، بر اساس نوع ...
بیشتر
همان طور که مؤلفه هایی هستند که از دلبستگی به مکان تأثیر می پذیرند، مؤلفه هایی هم وجود دارند که بر دلبستگی به مکان تأثیر میگذارند. پژوهش حاضر سعی بر آن دارد تا عوامل مثبت و منفی تأثیرگذار بر دلبستگی به مکان را تعیین نماید. به منظور دستیابی به هدف پژوهش، از روش ترکیبی کیفی_کمی بهره گرفته شده است. همچنین تصاویر گردآوری شده، بر اساس نوع مکان و مقیاس جغرافیایی دسته بندی شدند. در پژوهش حاضر، 23 عامل مثبت( خاطرات، شباهت، نماد، احساسات مثبت، آرامش، راحتی، امنیت، تعادل شهر و طبیعت، ارتباط با طبیعت، بوی مطلوب، چشایی، لامسه، شنوایی، زیبایی شناختی، هویت منحصر به فرد، پشتیبانی از علایق، موقعیت مکانی، نوع مسکن، رشد شخصی ، حفظ میراث گذشته، حریم خصوصی، قدمت و انسجام اجتماعی) و هفت عامل منفی(آسیب دیدن محیط زیست، رکود اقتصادی، ناکارآمدی مدیریت شهری، تنهایی، ناآگاهی و بی توجهی به جامعه، فراموش شدن فعالیت های فرهنگی و احساسات منفی) تأثیرگذار بر دلبستگی به مکان شناسایی شد. نتایج حاصل از پژوهش بیان می دارد که عوامل زیبایی شناختی، خاطرات و احساسات مثبت بیشترین تأثیر مثبت را بر دلسبتگی به مکان و ناکارآمدی مدیریت شهری، احساسات منفی و رکود اقتصادی بیشترین تأثیر منفی را بر دلبستگی به مکان میگذارند. فضای تفریحی، خانه، محله، مکان تجاری، فضای شی، کاربری های فرهنگی،آموزشی،اداری و مکان اجتماعی، به ترتیب، بیشترین میزان فراوانی را کسب نمودند. فضای محیطی، رایج ترین نوع مکان بود که شامل مکان هایی مانند خانه چند طبقه، مسیر کنار دریا، بازار و غیره می شود. مدیریت شهری می تواند با مورد توجه قرار دادن عوامل مثبت و منفی، میزان دلبستگی شهروندان به شهر را افزایش دهد.
برنامه ریزی شهری
سحر فهیمی حمیدآباد؛ توحید حاتمی خانقاهی؛ وحید وزیری
چکیده
پیشبینیهای علمی بیانگر افزایش قابل توجه جمعیت سالمندان در سالهای پیشِرو بوده و بر لزوم توجه به نیازهای متنوع و زندگی اجتماعی آنها تأکید میکند. عدم توجه به نیازهای اجتماعی سالمندان، پتانسیل سالمندان را برای مشارکت در جامعه محدود میکند. مطالعات موجود اغلب به نیازهای کالبدی سالمندان پرداخته و در زمینه نیازهای اجتماعی آنها ...
بیشتر
پیشبینیهای علمی بیانگر افزایش قابل توجه جمعیت سالمندان در سالهای پیشِرو بوده و بر لزوم توجه به نیازهای متنوع و زندگی اجتماعی آنها تأکید میکند. عدم توجه به نیازهای اجتماعی سالمندان، پتانسیل سالمندان را برای مشارکت در جامعه محدود میکند. مطالعات موجود اغلب به نیازهای کالبدی سالمندان پرداخته و در زمینه نیازهای اجتماعی آنها (بهویژه در فضاهای عمومی )کمبود مطالعات مشهود است. هدف تحقیق ارزیابی عوامل محیطی مؤثر بر بهزیستی اجتماعی سالمندان در کالبد فضاهای عمومی شهری در نمونه موردی تحقیق بود. این مطالعه از نوع توصیفی _ تحلیلی است که در بوستان مصلی و پیادهراه شیخ صفی در شهر اردبیل طی دو مرحله انجام شد. در مرحله نخست تعداد 47 عامل کالبدی درپنج شاخص دستهبندی گردید و 50 نفر از متخصصان معماری عوامل کالبدی مؤثر بر بهزیستی اجتماعی را در دو نمونه موردی تحقیق مقایسه نمودند. در مرحله دوم 74 نفر از سالمندان حاضر به پرسشنامه استاندارد بهزیستی اجتماعی Keyes دارای پنج شاخص پاسخ دادند. در نهایت دادههای به دست آمده در نرم افزار26 SPSS آنالیز گردید. در مرحله نخست آزمون ناپارامتریک ویلکاکسون برای مقایسه عوامل کالبدی بین دو نمونه موردی انجام شد. عوامل کالبدی در پیادهراه شیخ صفی نسبت به بوستان مصلی دارای وضعیت مطلوبتری است و در مرحله دوم آزمون کاکران_ منتل_ هانزل برای به دست آوردن میزان اثرپذیری بهزیستی اجتماعی سالمندان از عوامل کالبدی در نمونههای موردی انجام گردید. طبق نتایج، سالمندان در پیادهراه شیخ صفی از بهزیستی اجتماعی بهتری برخوردارند. یافتهها نشان داد، کیفیت عوامل کالبدی و بهبود این عوامل در فضای باز منجر به تأثیر مثبت در بهزیستی اجتماعی سالمندان میگردد.
برنامه ریزی شهری
اسماعیل دویران
چکیده
در پژوهش های شهری بررسی اثر ریتمیک مصرف فضاهای عمومی شهری با نام ضرباهنگ کاوی مطرح است. قرارگاه رفتاری نوعی از تولید و مصرف فضا توسط گروه های اجتماعی مختلف است که در فضاهای عمومی مانند بوستان های شهری بیشتر نمود می یابد. این پژوهش با روش تحقیق کیفی، توصیفی_تحلیلی و با ماهیت اکتشافی به بررسی ضرباهنگ قرارگاه های رفتاری در بوستان های شهری ...
بیشتر
در پژوهش های شهری بررسی اثر ریتمیک مصرف فضاهای عمومی شهری با نام ضرباهنگ کاوی مطرح است. قرارگاه رفتاری نوعی از تولید و مصرف فضا توسط گروه های اجتماعی مختلف است که در فضاهای عمومی مانند بوستان های شهری بیشتر نمود می یابد. این پژوهش با روش تحقیق کیفی، توصیفی_تحلیلی و با ماهیت اکتشافی به بررسی ضرباهنگ قرارگاه های رفتاری در بوستان های شهری با نمونه بوستان بهارستان و ابن سینای شهری زنجان پرداخته است. جمع آوری داده های مورد نیاز به صورت برداشت میدانی و با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی مبتنی بر نمونه دسترس و بدون سوگیری و روش مشاهده و مصاحبه انجام گرفته است. با توجه به طبقه بندی شاخص ها به سه مؤلفه اصلی ساختاری، پویایی و محیط اجتماعی، داده های جمع آوری شده طبقه بندی شده و با روش مبتنی بر جداول کیفی، ماتریس ارتباط و ریتم ضرباهنگ تحلیل صورت پذیرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد قرارگاه های رفتاری مبتنی بر عملکرد ایستا و گروهی، ضرباهنگ مصرف فضای فصلی تابستانه و روزانه بعد از ظهری داشته و قرارگاه های مبتنی بر عملکرد های فردی پویا مانند ورزش عمدتاً مصرف فضای چهار فصل و روزانه صبح و عصر دارند. از طرفی موقعیت و مبلمان مکانی قرارگاه در شکل گیری نوع ضرباهنگ اثر گذار و ارتباط مؤلفه های ضرباهنگی عمدتاً دارای انسجام و همبستگی عملکردی است.
برنامه ریزی شهری
رقیه حیدری؛ اسماعیل علی اکبری؛ احمد پوراحمد
چکیده
شهر در طی حیات خود تحت تأثیر عوامل درونی_بیرونی، در بستر مکان و در گذر زمان دستخوش تغییرات فراوانی قرار گرفته و به رشد و توسعه خود در جهات مختلف شکل و ابعاد بخشیده است. بنابراین، توجه به الگوی رشد و گسترش شهر، پایش تغییرات کاربری و پوشش زمین در شهرهای بزرگ، برای مدیریت رشد و پایداری اکوسیستم شهری امری حیاتی است. بر این اساس، پژوهش حاضر ...
بیشتر
شهر در طی حیات خود تحت تأثیر عوامل درونی_بیرونی، در بستر مکان و در گذر زمان دستخوش تغییرات فراوانی قرار گرفته و به رشد و توسعه خود در جهات مختلف شکل و ابعاد بخشیده است. بنابراین، توجه به الگوی رشد و گسترش شهر، پایش تغییرات کاربری و پوشش زمین در شهرهای بزرگ، برای مدیریت رشد و پایداری اکوسیستم شهری امری حیاتی است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تحلیل پویش فضایی شهرهای منطقهای در گذار به کلانشهر(مورد مطالعه: شهر رشت) و با روش توصیفی_تحلیلی انجام شده است. دادههای حاصل از پژوهش با روش اسنادی و با استفاده از تصاویر ماهوارهای لندست جمع آوری شده است. برای پردازش دادهها از مدل دیویس، تصاویر ماهوارهای(ایجاد نقشههای کاربری و پوشش اراضی شهر رشت در چهار کلاس) و همچنین کاربست متریکهای فضایی در سطح کلاس، با استفاده از نرم افزار FRAGSTATS استفاده شده است. یافتههای کیفی پژوهش نشان داد پویش فضایی شهر رشت، پویش فشرده و مبتنی بر گذار سریع بوده است. این پویش، تحت تأثیر عوامل مختلفی همچون نیروها و توانهای طبیعی، مؤلفههای سیاسی، سیاستهای اقتصادی و طرحهای توسعهای، توسعه زیرساخت ها و نظام ارتباطات، ادغام پدیدههای فضایی پیرامونی در محدوده کالبدی شهر، گسترش اسکان غیررسمی و همچنین جریان های مهاجرتی، همواره دستخوش تحول و دگرگونی شده و بازتاب هایی را به دنبال داشته است. از جمله مشخصههای عینی و بازتاب های آن میتوان به تغییرات نظام کاربری و پوشش زمین، پراکنده رویی شهری، عدم تعادل در سازمان فضایی شبکه و سلسله مراتب شهری، خدماتی شدن و گسترش بنیادهای اقتصاد شهر اشاره نمود. یافتههای کمی پژوهش نیز مؤید افزایش سطوح کلاس کاربری شهری از چهار هزار و 915 هکتار به نُه هزار و 960 هکتار و در مقابل کاهش پوشش کشاورزی از 29 هزار و 504 به 28 هزار و 233 هکتار و آهنگ کاهشی مشابه در پوشش شالیزار و مناطق جنگلی طی سال های 1398-1372 است. همچنین نتایج متریکهای فضایی بیانگر افزایش 103 درصدی مناطق شهری و گسیختگی زمین های کشاورزی و شالیزارهاست که آهنگ پرشتاب پویش فضایی شهر به پراکندگی کالبدی را به دنبال دارد.